الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٥ - (٢) پيدا كردن موضوعات اين سه علم نظرى تا موضوع اين علم برين پديد آيد
پس آن علم كه حال چيزها داند كه ايشان نيازمند نهاند هرآينه بمادّت و حركت، باشد كه از ايشان چيزى بود كه هرگز نشايد كه با مادّت [١] پيوند دارد چون: عقل [٢] و حقّ، چنانكه سپستر بدانى، و باشد كه چيزها بوند كه شايد كه [٣] ايشان را آميزش افتد با مايه و حركت، و ليكن [٤] از طبع ايشان آن واجب نبود چون علّتى كه شايد كه اندر جسمى بود و شايد كه وصف عقلى بود، آن [٥] علم علم برين است.
و آنكه حال چيزها داند كه ايشان را اندر هستى چاره نباشد [٦] از پيوند مايه [٧] و ليكن [٨] ايشان را مايه خاصّ معيّن نبود چنانكه شكلها و چنانكه شمار از جهت آن حالهايى كه اندر علم انگارش [١] دانند، آن علم رياضى است.
و سوّم [٩] علم طبيعى است و اندر اين كتاب سخن ما و نگرش [٢] [١٠] ما اندر اين سه گونه علم نظرى است.
(٢) پيدا كردن موضوعات اين سه علم نظرى تا موضوع اين علم برين پديد [١١] آيد
از اين سه علم نزديكتر بمردم و باندر يافت [١٢] [٣] مردم، علم طبيعى است،
[١] - پنداشتن- علوم رياضى را مطلقا علوم وهميه و فرضيه و انگارش گويند. (خ).
[٢] - ملاحظه، دقت. رك: تاريخ سيستان ص: ك، ص ٢٠٩ و ٢٦٤.
[٣] - ادراك.
[١] طم: كه با مادت هرگز نشايد.
[٢] طم، چخ: عقول.
[٣] طم:- كه.
[٤] مج، مك ١، چخ: و لكن.
[٨] مج، مك ١، چخ: و لكن.
[٥] مل: و آن.
[٦] طم: نبود.
[٧] طم:
مادت.
[٩] مج: سؤم؛ تم: سيوم.
[١٠] مك ٢، طم: نگرستن.
[١١] مك ١، مك ٢، مل: بديد.
[١٢] مل: و اندر يافت.