الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٤٢ - (٥١) پيدا كردن سبب جنبش گرد كه وى شايد كه پيوسته بود مر جسم بسيط اوّل را نه بسوى هست شدن جسمهاى پست كه زير وىاند
فضيلت و نيكويى باشد، بىآنكه او را [١] تكلّفى [٢] بايد كردن يا [٣] كارى كند از بيرون [٤] تا آنگاه و را فضيلت بود. پس حقيقت چنين است و مشهور آنست كه قصد نيكويى دليل فضيلت و تمامى است زيرا كه مصلحت اندر اين اعتقاد است، زيرا كه از [٥] مردم تا [٦] ناقصى نيوشند [٧] پس نبايد كه پنداشته آيد [٨] كه هستى جسمهاى زنده اولى [٩] از بهر اين چيزها [١٠] خسيس است كه هر چه از بهر چيزى بود بآن جهت كه از بهر وى است خسيستر از وى است تا شبان كه هر چند بمردمى فاضلتر از گوسفند است بآن جهت [١١] كه شبانست ناقصتر است از گوسفند، كه وى از بهر گوسفند [١٢] است و الّا وى بكار نبودى، و همچنين معلّم [١٣] از جهت معلّمى [١٤] ناقصتر است از آن عالم كه از وى آيد، و پيامبر از جهت
[١] مك ٢، مل: ورا.
[٢] مك ١: تكلف.
[٣] مج، مل، عس: تا.
[٤] چخ: برون.
[٥] مك ١:- از.
[٦] مل: يا.
[٧] مج:
بنيوسند؛ مك ٢ (متن): بنيوسند؛ مك ٢ (ح): با ناقصى پيوستهاند، با ناقصى منسوبند، با ناقصى تن پيوستهاند، با ناقصى تن انبوسند؛ طم: بپوشند؛ آقاى خراسانى نوشتهاند: «پوشيدن»؛ بمعنى جستجو كردن است (رك: برهان قاطع:
يوش. م. م.) معنى آنست كه برخى از مردم قصد نيكويى را دليل فضيلت ميدانند و تا حد ملازمه آن با نقص، دقت و پىجويى نمىكنند. «نيوشيدن» بمعنى شنيدن چندان مناسب نيست (چخ ص ١٤٩ ح).
[٨] طم: پنداشتهاند.
[٩] مج، مك ١، مك ٢ (ح)، عس: اول؛ مك ٢ (متن):- اولى.
[١٠] مك ٢: جسمهاء؛ طم:
چيزهاى.
[١١] مك ٢:- جهت.
[١٢] مك ٢: از بهر وى.
[١٣] طم:
معلمى.
[١٤] طم: متعلمى.