الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٧٩ - (٢٦) باز نمودن آنكه واجب الوجود را چگونه شايد كه صفتهاى بسيار بود بىآنكه اندر ذات وى بسيار آيد
و بجمله اندر هيچ مقولت [١] نيست، زيرا كه همه [٢] مقولتها را وجود عرضى است و زيادت است بر ماهيّت و بيرون از ماهيّت و واجب الوجود را وجود ماهيّت است. پس از اين مقدار كه گفته آمد پديد [٣] آمد كه واجب الوجود را جنس [٤] نيست، پس او را [٥] فصل [٦] نيست، پس او را [٧] حدّ نيست، و پديد [٨] آمد كه او را [٩] محلّ و موضوع نيست، پس او را [١٠] ضدّ نيست، و پديد [١١] آمد كه او را [١٢] نوع نيست [١٣]، پس [١٤] ورا يار و ندّ [١] نيست؛ و پديد [١٥] آمد كه و را سبب نيست، پس و را گردش [٢] و بهره پذيرش [٣] نيست.
(٢٦) باز نمودن آنكه واجب الوجود را چگونه شايد كه [١٦] صفتهاى بسيار بود بىآنكه اندر ذات وى بسيار آيد
مر چيزها را چهار گونه صفت بود:
يكى چنانكه [١٧] مردم را «جسم» گويند، كه اين صفتى بود عرضى كه اندر وى بود و ليكن [١٨] بچيز ديگر بيرون پيوند ندارد. و ديگر چنان بود [١٩] كه گويند «سپيد»، كه اين صفتى بود عرضى [٢٠] كه اندر وى بود، و ليكن [٢١] بچيز [٢٢] ديگر [٢٣] بيرون پيوند ندارد [٢٤]. و سوّم [٢٥]
[١] بكسر اول و تشديد دوم، مثل و همتا و ضدّ. (منتهى الارب).
[٢] رك: ص ٦ س ٢ و ح ١.
[٣] قابليت تقسيم، قابليّت تجزى. رك: بهره (در فهرست كتاب).
[١] مك ٢: مقوله.
[٢] طم، مل:- همه.
[٣] مك ١، مك ٢، مل: بديد.
[٨] مك ١، مك ٢، مل: بديد.
[١١] مك ١، مك ٢، مل: بديد.
[١٥] مك ١، مك ٢، مل: بديد.
[٤] مك ٢: جنسى.
[٥] مل: ورا.
[٩] مل: ورا.
[٦] مك ٢: فصلى.
[٧] طم: ورا.
[١٢] طم: ورا.
[١٠] طم، مل: ورا.
[١٣] مك ٢:- و پديد ... نيست.
[١٤] مك ٢: كه.
[١٦] مك ٢:+ ورا.
[١٧] مك ٢: يكى كه.
[١٨] مج، مك ١: و لكن.
[٢١] مج، مك ١: و لكن.
[١٩] مك ٢:- بود.
[٢٠] مك ٢:+ بود.
[٢٢] مك ٢: بچيزهاى.
[٢٣] مل: دگر.
[٢٤] مل: ندارند.
[٢٥] مج: سؤم؛ مك ١، تم، طم:
سيوم؛ مك ٢: سيم.