الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٤٥ - (٥٢) پيدا كردن آنكه غرض از اين جنبش و اختيار اندر اين جنبش حالى است عقلى از برسونه از زير بر وى ديگر
بىكناره بود، فعل قوّت كمتر چون فعل قوّت بيشتر بود. برابر، و اين محال است، و اگر متناهى و با كناره بود و بهره ديگر نيز همچنان بود، جمله هر دو قوّت كه همه است با [١] كناره بود و متناهى بود و بر جنبشهايى بود با كناره. پس جنبانندهاى بايد مر اين جنبش را كه قوّت وى بر كناره بود و جدا بود از جسم جنبنده [٢].
و جنباننده [٣] دو گونه بود: يكى چنانكه [٤] معشوق جنباند عاشق را، و چنانكه مراد جنباند جنبيده را [٥]، و يكى چنانكه جان [٦] جنباند تن را و گرانى جنباند سنگ [٧] را [٨]. نخستين آن بود كه جنبش از بهر وى بود و دوّم آن بود كه جنبش فعل وى بود و شك نيست كه آنچه جنباننده اين جنبش است بسبب آنكه جنبش [٩] از وى است و فعل وى است و وى فاعل اين [١٠] جنبش است نفس است، و چيزى جسمانى است كه پديد [١١] شده است كه چيز عقلى سبب جنبش نبود [١٢]. پس اين جنباننده كه از وى آيد جنبش قوّت وى متناهى بود بخود، پس مدد وى [١٣] از آن جنباننده ديگر بود كه آن جنباننده بقوّت متناهى نبود [١٤] و جنبانيدن وى نشايد كه بآن روى بود كه جنبش از وى آيد كه آنگاه اندر جسم
[١] مك ١: تا.
[٢] مج: جنبيده.
[٣] مك ١: و جنبانيده.
[٤] مل:
چنان بود كه.
[٥] مك ١: جنباننده را؛ مل، س: جنبنده را؛ عس: جنبندهها را.
[٦] مك ١: و سبكى جان (بجاى: و يكى چنانكه جان).
[٧] مك ١:+ نخستين.
[٨] مك ١:+ و.
[٩] مك ٢: بسبب كه جنبش؛ طم: جنبش است كه.
[١٠] مك ١، مك ٢: آن.
[١١] مك ١، مك ٢، مل: بديد.
[١٢] مك ١:+ و.
[١٣] طم: پس برويى؛ چه: پس بروى.
[١٤] طم، چه: بود.
الهيات دانشنامه علائى متن ١٤٦ (٥٢) پيدا كردن آنكه غرض از اين جنبش و اختيار اندر اين جنبش حالى است عقلى از برسونه از زير بر وى ديگر ..... ص : ١٤٤