الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٧٨ - (٢٥) پيدا كردن آنكه واجب الوجود نه جوهر است و نه عرض
يا نيست. پس جوهر آنست كه و را ماهيّتى هست چون جسمى و نفسى و انسانى و فرسى، و آن ماهيّت را حال آنست كه تا [١] انّيّتش اندر موضوع نبود ندانى [٢] كه او را [٣] انّيّت هست يا نيست، و هر چه چنين بود او را [٤] ماهيّتى جز انّيّت است. پس آنچه و را ماهيّت [٥] جز انّيّت نيست، وى جوهر نيست.
و امّا عرضى، خود ظاهر است كه واجب الوجود اندر چيزى نبود، و چون وجود واجب الوجود با وجود چيزهاى ديگر [٦] نه بر سبيل تواطى [١] و جنسيّت است، پس وجود نه اندر موضوع كه او را [٧] بود با [٨] وجود نه اندر موضوع كه مردم و جز مردم راست نه بمعنى جنسى افتد، زيرا كه چون [٩] وجود بر سپسى و پيشى [١٠] همىاوفتد [١١] نه برابر و نه جنس وار [١٢]، و آنكه اندر موضوع نبود سپساپيشى [١٣] همى نبود. پس وجود نه اندر موضوع مر چيزها را جنس نيست الّا بآن معنى كه گفتيم، و جوهر مر [١٤] آن چيزها را كه جوهراند جنس است. پس واجب الوجود جوهر نيست،
[١] رك: ص ٣٨ س ح ١.
[١] مج، مك ٢، طم، مل، عس:- تا.
[٢] مج، مك ١، مك ٢، طم، عس، مل:
بدانى.
[٣] طم، مل: ورا.
[٤] طم، مل: ورا.
[٥] مك ٢، طم، مل: ماهيتى.
[٦] مل:
دگر.
[٧] مل: ورا.
[٨] مج، مك ١، عس: يا.
[٩] مل:- كه چون.
[١٠] مج، مك ١: سپساپيشى؛ مك ٢: سپسا و پيشى؛ طم: سبسابيشى؛ مل: پيشاپيشى.
[١١] مك ٢، طم، مل: افتد.
[١٢] مك ٢: و نه جنسى؛ مل: و نه جنسى ورا؛ س، چه: جنسدار؛ عس: جنس دارد.
[١٣] مل: پيشاپيشى؛ س، چه: سپس پيشى.
[١٤] مك ٢:- مر.