الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٠٥ - (٣٧) پيدا كردن آنكه خوشترين خوشى و بزرگترين سعادتى و نيكبختى پيوند واجب الوجود است، هر چند بيشتر مردم را صورت آنست كه چيزهاى ديگر خوشتر است
صورتى است و قوّت عقل را بفعل آورد.
و امّا اگر قوتگيرى [١] قوّت حسّ [٢] خسيس و ضعيف بود كه سپستر پديد [٣] آيد كه وى چيزيست كه بهره وى از وجود خسيس است، و ايستادن وى بآلتى جسمانى است، و هر گاه كه اندر يافت وى مر خوشى را قوى شود [٤] وى ضعيف شود چنانكه خوشى چشم روشنايى است [٥] و ناخوشى وى تاريكى [٦]، و روشنايى قوى و را كور كند. و بجمله محسوسات قوى مر قوّتهاى حسّ را تباه كند و معقولات قوى عقل را درستتر كند و قوىتر كند [٧]، و قوّتهاى عقلى بخود ايستاده است [١] و از گردش [٢] دور است، چنانكه پيدا كرده شود، و نزديك [٨] هستى بهستى واجب الوجود وى است چنانكه هم پيدا كرده شود. پس قوّت حسّى را بقوّت عقلى نسبت نيست.
و امّا اندر يافت عقل [٩] و اندريافت حسّ [١٠] بچند روى تفاوت دارند:
يكى آنكه عقل چيزى را بخوديش چنانكه وى هست [١١] اندر يابد [٣] و حسّ هيچ چيز را بخوديش اندر نيابد، چه هرگاه كه چشم سپيدى بيند [١٢]
[١] رك: ص ٩ س ٦ و ح ١؛ ص ٢٦ س ١٤ و ح ٢ و ص ٦٨ س ١٦ و ح ١.
[٢] رك: ص ٦ س ٢ و ح ١.
[٣] اندر يافتن- اندر يافت. رك: ص ٥ س ١٥ و ح ٣.
[١] س، عس، چه: قوت گرى.
[٢] س، چه: حسى.
[٣] مك ١، مك ٢، مل: بديد.
[٤] مك ٢: گردد.
[٥] مك ٢: باشد.
[٦] مل: تاريك.
[٧] مك ٢: قوىتر و درستتر كند.
[٨] مك ٢: و نزديكتر؛ طم: و بر ديگر؛ س، عس، چه: نزد.
[٩] مك ٢: عقلى.
[١٠] مك ٢: حسى.
[١١] مك ٢، طم: است.
[١٢] مك ٢:+ يا سياهى بيند.