الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٠٣ - (٣٧) پيدا كردن آنكه خوشترين خوشى و بزرگترين سعادتى و نيكبختى پيوند واجب الوجود است، هر چند بيشتر مردم را صورت آنست كه چيزهاى ديگر خوشتر است
هم بر آن قياس، و اندر خردمندان لذّت قوّتهاى باطن غلبه دارد و بر [١] خرد نفسان [٢] [١] و فرودهمّتان و خسيسان [٣] [٢] خوشيهاى ظاهر غلبه دارد. اگر بر كسى عرضه كرده آيد كه چيزى خوردنى خوش خواهى يا محلّ و حشمت و بزرگداشت [٤] و غلبه بر دشمن؟ اگر سقط [٥] و خرد همّت بود و بمحلّ كودكان و چهار پايان، شيرينى [٣] خواهد و اگر او را نفسى شريف و نفيس بود هرگز بشيرينى ننگرد و آن مر او را بجاى آن ديگر چيز خوش نايستد، و سقط همّت آن كس بود كه قوّتهاى باطن وى مرده بود و خود خبر همىندارد از فعلهاى قوّتهاى باطن چنانكه [٤] كودكان كه ايشان را هنوز قوّتهاى باطن بفعل تمام نيامده باشد.
و هر قوّتى را خوشى اندر يافت آن چيز بود كه وى را قوّت بر وى است
[١] اگر «بر» را ظرف و بمعنى «نزد» بگيريم و به «خرد نفسان» اضافه كنيم بهتر از آنست كه حرف اضافه پنداريم. (خ).
[٢] صاحبان نفوس ضعيفه.
[٣] فرومايگان. رك: منتهى الارب.
[٤] اعظام، اعزاز، تبجيل.
[٥] بفتح اول، ناكس و فرومايه (منتهى الارب) و بفتح اول و دوم، هيچ كاره از هر چيز، مردم ضعيف و فرومايه يا فروتنى نماينده (منتهى الارب).
[١] طم: خورد ضعيف نفسان.
[٢] عس: خسيسان را؛ در اين صورت كلمه «بر» كه پيش گذشت بىمعنى است و آن را بايد «مر» دانست. (خ).
[٣] چخ: شيرين.
[٤] مك ٢: چنان.