الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٥٨ - (١٦) پيدا كردن حال متناهى بودن هر چه ورا پيشى و سپسى است و متناهى بودن علتهاى خاص
رويها چنان بود كه بود و بيرون چنان بود كه بود، بودن چيزى از وى اولاتر نبود از نابودن، چه [١] تا اكنون نابودى بود و اكنون بودن آمد، چيزى از حال بگشت يا طبعى نو آمد يا خواستى [٢] نو آمد يا عرضى [٣] نو آمد، و آن حال كه نو آمد اگر كسى از بيرون نياوردش سؤال هم بدان حال بجايست كه چرا از وى پيشتر نيامد و اكنون آمد؟ خواهى آن حال طبع باد و [٤] خواهى چيزى ديگر و خواهى اندر وى و خواهى جدا از وى. و اگر كسى ديگر آورد پس بايد كه فاعلى ديگر بود كه اندر وى يا بيرون از وى، حالى [٥] موجود آورد تا وى فاعل شود، و اين را بيشتر شرح كرده آيد سپس از اين ان شاء اللّه تعالى.
(١٦) پيدا كردن حال متناهى بودن [٦] هر چه ورا [٧] پيشى و سپسى است و متناهى بودن علتهاى خاص [٨]
پيشى و سپسى يا بطبع است چنانكه اندر شمار است يا بفرض [٩] چنانكه اندر اندازههاست كه از هر كدام سو كه خواهى آغاز كنى، و هر چه اندر وى پيشى و سپسى است بطبع يا [١] [١٠] وى مقدارى است كه
(١) «يا» جمله بعد را بجمله «اندر وى پيشى و سپسى است بطبع» عطف گرفته است و هر دو جمله مبين «هر چه» هستند و خبر «هر چه» جمله «وى متناهى است» ميباشد. (خ).
الهيات دانشنامه علائى متن ٥٨ (١٦) پيدا كردن حال متناهى بودن هر چه ورا پيشى و سپسى است و متناهى بودن علتهاى خاص ..... ص : ٥٨
[١] مك ٢: چنانكه.
[٢] طم: خواهشى.
[٣] طم: عرض.
[٤] مك ٢:
- و.
[٥] طم: حال.
[٦] مك ٢:- بودن.
[٧] مل: او را.
[٨] مج، مك ١، مك ٢، خاصه.
[٩] مل، چه: بعرض.
[١٠] طم: با.