الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٧٤ - (٢١) پيدا كردن آنكه اندر واجب الوجود كثرت نشايد
خانه را، و نه اقسامى بوند كه بمعنى يك از ديگر جدايى دارند و بذات ندارند چنانكه مادّت و صورت مر [١] جسمهاى طبيعى را، زيرا كه ذات [٢] واجب الوجود پيوند دار [١] شود باسباب چنانكه گفته آمد.
و نشايد كه اندر وى صفتهايى [٣] بوند مختلف زيرا كه اگر ذات واجب- الوجود بايشان [٤] حاصل شود هم از جمله جزوها شود، و اگر ذات وى حاصل بود و ايشان عرضى بوند با [٥] وجود ايشان بسببى [٦] ديگر [٧] بود اندر وى. پس پذيرا بود، و اندر جمله آنكه گفتيم پيدا شد كه پذيرا [٨] واجب الوجود بذات نبود، و نه از خود بايد كه بود، زيرا كه هم پذيرا بود و هم نيز [٢] نشايد كه از يك چيز جز يك معنى آيد لازم [٩]، زيرا كه گفته آمد كه هر چه از علّتى موجود آيد تا واجب نشود موجود نيايد. پس اگر از آن معنى يكى واجب شد و از همان معنى بهمان جهت آن ديگر واجب شد [١٠] واجب بود كه چيزى بآن جهت كه چنانست كه از وى [١١] چيزى واجب شود، بآن چيز واجب شود چيزى ديگر، و اگر بدو جهت واجب شود يكى از اين طبع و از اين خواست مثلا و آن ديگر از آن طبع و از آن خواست، اينجا [١٢] دويى [١٣] ديگر نهاده بود، و سخن اندر اين دويى [١٤] كه نهاده بود و سؤال بسر [١٥] باز گردد. پس اندر واجب الوجود كثرت نبود.
[٢] نيز هم. رك: ص ٥٢ س ٢.
[١] رك: ص ٧٦ ح ٢.
[١] مك ٢، طم:- مر.
[٢] مك ٢:- ذات.
[٣] مل: اندر وصفهاء.
[٤] مك ٢، عس: با ايشان.
[٥] س، عس، چه: يا.
[٦] چخ: سببى.
[٧] مل: دگر.
[٨] طم، س، عس، چه: پذيراى.
[٩] مك ٢: لازم آيد.
[١٠] طم: شده.
[١١] مك ٢: از و.
[١٢] مك ٢، طم: آنجا.
[١٣] مك ٢: دوى.
[١٤] مك ٢: دوى.
[١٥] طم: پس.