الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٥١ - (١٤) پيدا كردن حال متقدّمي و متأخّرى كه پيشى و سپسى بود
پيشى مرتبت [١] آغاز بود اندر هر چيزى [٢] يا آنچه بآغاز نزديكتر است بعضى بنهاد [١] مردم بود و باتّفاق چنانكه بغداد پيش از كوفه است چون آغاز از اينجا [٣] كنى [٢]، و بعضى اندر طبع بود چنانكه چون [٤] از زبر سو [٥] گيرى جسم پيش از حيوان بود و حيوان پيش از انسان بود [٦]، و هر چه متقدّم [٣] [٧] بود بمرتبت شايد كه متأخّر [٤] شود چون [٨] آغاز از كناره ديگر گيرى، چنانكه اگر از مكّه آيى، كوفه پيش بود از بغداد؛ و چون از زير گيرى، چنانكه مردم پيش بود از حيوان، و حيوان پيش از جسم. امّا [٩] متقدّم [٥] اندر جايگاه هم از اين باب است كه آنكه بآن كنار كه آغاز كار از وى انديشى نزديكتر بود وى [١٠] پيشتر بود [١١]، چنانكه آن صف كه بقبله نزديكتر بود پيشتر بود [١٢].
و امّا متقدّم بطبع آن چيز بود كه چون ورا برگيرى چيزى ديگر برخيزد، و شايد [١٣] آن چيز ديگر را برگيرى وى برنخيزد، چنانكه يكى و دو كه چون يكى را برگيرى دويى برخيزد و اگر دويى برگيرى واجب نيايد كه يكى برخيزد [١٤].
[١] وضع.
[٢] مراد «از بغداد» است.
(٣- ٥) پيش، پيشين.
[٤] سپس، سپسين.
[١] مل: بمرتبت.
[٢] مك ٢: چيز.
[٣] مك ١: از آنجا.
[٤] مك ٢:- چون.
[٥] چنين است در عس [رك: س ٦- ٧: و چون از زير گيرى ...]؛ مج، مك ١، س، چخ: ازين سو؛ طم: ابرسو؛ چه: از هر سو.
[٦] مك ٢:- بود.
[٧] مل:
مقدم.
[٨] مل: چنانكه.
[٩] مك ٢، مل: و امّا.
[١٠] عس:- وى.
[١١] مك ٢: ازين بابست كه آن بآن كناركى آغاز كنى آنچه نزديكتر بود، پيشتر بود.
[١٢] مك ٢: است.
[١٣] مك ٢:+ كه.
[١٤] مك ٢:- و اگر ... برخيزد.