الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١١٠ - (٣٧) پيدا كردن آنكه خوشترين خوشى و بزرگترين سعادتى و نيكبختى پيوند واجب الوجود است، هر چند بيشتر مردم را صورت آنست كه چيزهاى ديگر خوشتر است
برين و بر يافت خوشى مهين.
و آنجا ملال نبود [١]، كه سبب ملال ما [٢] شغلى ديگر بود يا درد آلت بود يا بدى آلت بود [٣]، و بجمله بايد كه آنجا مادّتى بود پذير، و امّا بىسببى ملال تو نيايد [٤] و هر چه فرمانبردار [٥] سببى بود كه بوى رسد متغيّر بود، و نيكبخت مردم آن بود كه جان خويش را آن حال جويد تا چون از تن جدا شود آن خوشى بيابد، و چون خلاف آن كسب كند ضدّ آن خوشى درد يابد هر چند كه آن درد را اكنون صورت نيست،
كند، تا بقوّت فيض آن بر عالميان مهتر شود و بمدد تابش آن بر جهانيان غلبه گيرد ...». در مرزباننامه (چاپ دوم تهران ص ١٩) آمده: «ندانند كه پادشاهان برگزيده آفريدگار و پرورده پروردگارند و آنجا كه مواهب ازلى قسمت كردند [و] ولايت ورج الهى بخرج رفت، اول هماى سلطنت سايه بر پيغامبران افكند، پس بر پادشاهان، پس بر مردم دانا ...». فردوسى در شاهنامه گويد:
ز مهرش جهان را بود ورج و فر
ز خشمش بجوشد بتن در جگر ...
نه تنها شه و خسرو كشور است
كه شاه است و با ورج پيغمبر است.