الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٢٢ - (٤٤) پيدا كردن چگونگى حال تا بتواند اين جهات مختلف بودن
پس «فرود» و «بر» چيزهااند [١] حاصل و موجود [٢] و محدود، و ايشان لا محاله كنارههاى بعدها بوند و مختلف بوند بغايت اختلاف، زيرا [٣] كه فرودى بغايت مخالف [٤] زبريست و همچنين جهتهاى ديگر. پس بايد كه دانسته آيد كه چگونه شايد بود اين [٥] اختلاف جهتها.
(٤٤) پيدا كردن چگونگى حال تا بتواند [٦] اين جهات مختلف بودن [٧]
اين جهتهاى مختلف نشايد كه مخالفت [٨] ايشان درست آيد و ايشان اندر خلا يا اندر جسم بوند، كه هر جايگاهى [٩] از خلا همچنان بود كه جايگاه ديگر، و بر [١٠] حدّى اندر يك جسم، يك طبع چنان بود [١١] كه هر حدّى [١٢]. پس ميان جهتها خلاف بطبع نشايد كه بود تا يكى جهت فرو بود و يكى جهت زبر [١٣] الّا بسبب چيزى بيرون چنانكه و هم فرمايد [١٤] كه اين جهت از خلا سوى فروسو است و [١٥] آن جهت سوى زبر سو است. پس آنگاه فروسو را [١٦] و زبر سو را چيزها نهاده بود جز از آن [١٧] جهات كه ايشان جايگاههااند اندر خلا يا از آن جسم، و اين تباه بود.
[١] مك ٢: چيزهاىاند؛ طم: چيزهايىاند.
[٢] مك ٢: موجود و حاصل.
[٣] مك ٢: ازيرا.
[٤] مج: مخالفت.
[٥] عس:- اين.
[٦] مل: نتواند.
[٧] مك ٢: بوند.
[٨] مك ٢: مخالف.
[٩] مل: جايگاه.
[١٠] طم، مل: و هر.
[١١] مك ٢: متن مانند متن فوق، ولى مصحح چنين تصحيح كرده: يك جسم طبيعى چنان بود؛ مل (ايضا): يك جسم طبيعى چنان بود.
[١٢] مل:+ ديگر.
[١٣] مك ٢:+ و.
[١٤] طم:+ گفتن.
[١٥] مك ٢:+ از.
[١٦] مك ٢ (در اصل):- را (مصحح «را» را افزوده).
[١٧] مل:- آن.