الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٢٩ - (٤٥) پيدا كردن آنكه اين جسمهاى بسيط تركيب پذيرنده را طبعى بايد كه بجنباند، و جنبش ايشان راست بايد كه بود
يعنى مدافعت كند و زود متحرّك نشود و [١] بستهد [١] [٢] و هر چند ميل بيشتر دارد بيشتر بستهد [٣] و هر چند بيشتر ستهد [٤] ديرتر جنبد، و هر چند ديرتر جنبد زمان جنبش وى درازتر بود، كه زود جنب [٢] آن بود كه اندر زمانى و خرد راهى دراز برد، و دير جنب [٣] آن بود كه راهى كوتاه بزمانى دراز برد. پس زمانى بنهيم [٤] [٥] كه اندر وى جنبد بغير [٦] ميل [٧] آنچه ورا گرايستن نيست، و زمانى بنهيم [٥] كه اندر وى جنبد [٨] آنچه ورا گرايستن است، و شك نيست كه آن زمان گراينده درازتر بود، و شك نيست كه زمان ناگراينده جزوى [٩] بود از آن زمان گراينده.
اگر وهم كنيم كه يكى ديگر گراينده است كه ستهيدن وى كم از ستهيدن آن [١٠] گراينده پيشين است و ورا همين [١١] جنباننده همىجنباند، و وى اندر آن زمان جنبد كه آن جنبنده كه اندر وى ستهيدن هيچ نيست. پس جنبش ستهنده [٦] و ناستهنده [١٢] از يك جنباننده بيك زمان
[١] - ستهيدن- ستيهيدن- ستيزيدن، ستيزهكردن، نافرمانى نمودن، لجاجت كردن (برهان: ستيهيدن).
[٢] - سريع الحركه.
[٣] - بطيئ الحركه.
(٤- ٥)- رك:
ص ١٢ س ١٠ و ح ٤.
[٦] - ستيهنده- ستيزهكننده، نافرمان (برهان).
[١] مك ٢:- و.
[٢] طم: و بستيهد؛ س، چه: بستيزد.
[٣] طم: و بستيهد؛ س، چه: بستيزد.
[٤] طم: ستيزد؛ س، چه: بستيزد.
[٥] طم: بينيم.
[٦] مج، مك ٢، س: يعنى.
[٧] در مك ٢ مصحح روى «يعنى ميل» خط كشيده. عس:- بغير ميل.
[٨] طم:- بغير ميل ... جنبد.
[٩] مج، مك ١، مك ٢، چخ: چيزى.
[١٠] طم:- آن.
[١١] طم:- همين.
[١٢] مك ٢، مل، س، عس، چه: ستهيده و ناستهيده.