الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٣٠ - (٤٥) پيدا كردن آنكه اين جسمهاى بسيط تركيب پذيرنده را طبعى بايد كه بجنباند، و جنبش ايشان راست بايد كه بود
بود، و اين محال است. پس واجب است كه آنچه نستهد يا نجنبد يا جنبش وى اندر زمانى [١] بود نامنقسم بل نه اندر زمان بود، كه زمان نامنقسم نبود و اين محال است. پس خود نجنبد [٢]. پس هر چه جنبد، هر گونه كه خواهى باش، بايد كه اندر وى گرايستن بود يا سوى آنجا كه همىجنبد يا سوى جاى ديگر [٣]، و چون هر جسمى را جايگاهى بود بطبع، پس گرايستن وى سوى جايگاه وى بايد بطبع، كه اگر سوى جاى ديگر [٤] جنبد طبع وى آن جايگاه خواهد. پس جاى وى آن بود. پس آن پيشين نبود كه يك طبع بسيط بدو جايگاه بطبع [٥] گرايستن ندارد و از يكى طبع جز يكى حكم نيايد چنانكه گفته آمد. پس چون گرايستن اين جسم سوى جاى خويش بود محال بود كه جز راست بود، زيرا [٦] كه اگر چپ زند [٧] گرايستن نه سوى [٨] وى بود [٩] بلكه از وى بود و بخلاف وى بود، و چون جهتهاى اولى [١٠] دو بوند: يكى سوى كناره و يكى سوى ميانه، پس حركت چنين جسمها يا سوى كناره آن جسم پيشين بود يا سوى ميانه آن جسم پيشين.
[١] مك ٢، طم: زمان.
[٢] مك ٢: بجنبد.
[٣] مل: دگر.
[٤] مل: دگر.
[٥] مل:- بسيط ... بطبع.
[٦] طم: ازيرا.
[٧] مك ٢ (در متن): اگر جنبانند؛ در حاشيه مك ٢، مصحح نوشته: اگر جنبه زند؛ و بخط ديگر نوشته شده: ظاهر اين است كه عبارت اين باشد: زيرا كه اگر چپه زند.
[٨] مك ٢:- نه سوى.
[٩] مك ٢:- بود.
[١٠] مج، مك ٢: اول.