الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٦٠ - (٥٧) پديد كردن سبب نقصانها و شرّها كه آنجا افتد كه كون و فساد پذيرد
پديد [١] آيد كه آن مادّت كه بهمسايگى جنبش دايم بود [٢] اولاتر بود [٣] بصورت آتشى از جهت گرمى را و آن مادّت كه از جنبش دور بود و بجايگاه سكون بود [٤] اولاتر بود بصورتى كه ضدّ صورت آتشى باشد. پس اين جسمها كه پذيراى كون و فسادند بر اين روى بود هست يافتن ايشان، و امّا آن اختلافها كه بسبب [٥] استعداد دوّماند [٦] كه اين جسمها را تركيب اقتد نه باتّفاق باشد بل از مزاج قوّتهاى جسمهاى [٧] پيشين و از هر قوّتى باقى بودن مزاج نوعى آيد.
(٥٧) پديد [٨] كردن سبب نقصانها و شرّها كه آنجا افتد كه كون و فساد پذيرد
پس [٩] چون استعداد [١٠] صورتى دون صورتى افتد [١١] و استعداد بسببى [١٢] خارج افتد، و صورتها و استعدادها متضادّند و مختلفاند، واجب بود بضرورت [١٣] كه [١٤] آنجا [١٥] كه [١٦] اين [١٧] طبايع بود، آز بود و خصومت بود [١٨] و هر چه بضدّ خويش رسد [١٩] او را تباه كند دانشنامه علائى. علم برين ٢٠.
[١] مج، مك ١، مك ٢، مل: بديد.
[٢] مج:+ و او.
[٣] تم:- اولاتر بود.
[٤] مك ٢:- بود.
[٥] تم: سبب.
[٦] مج: دؤم آيد؛ مك ٢، طم، عس: دوم آيد؛ تم: دويم آيد.
[٧] مج: قوتها جسمها.
[٨] مك ١، مك ٢، مل: بديد.
[٩] طم:- پس.
[١٠] مك ١، مك ٢، مل: باستعداد؛ س: با استعداد؛ تم باستعداد افتد.
[١١] مج:- افتد.
[١٢] مج: بسى.
[١٣] مج:
كه ضرورت؛ س؛ چه: ضرورت؛ تم:- بضرورت.
[١٤] مل:- كه.
[١٥] مك ٢، تم،
[١٦] مل: اينجا.
[١٧] مل:- اين.
[١٨] مك ٢:- بود.
[١٩] مج:+ و.