الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٦٢ - (٥٧) پديد كردن سبب نقصانها و شرّها كه آنجا افتد كه كون و فساد پذيرد
بقصد بلكه جز چنان نشايست. و امّا آنكه چرا يكى كم [١] افتد و يكى تمام؟ او را [٢] سببهاى [٣] جزوى [٤] بود، و همچنان سبب را سبب بىنهايت، چنانكه درست شده است. پس سبب نقص [٥] و درستى [٦] اين سبب است، و هر چيزى بباب خويش تمامتر آنست [٧] كه شايد كه بود، و صورت وى صورتى افتاده است كه بتخم و زايش خويشتن را نگاه دارد؛ و امّا مگس و كرم و هر چه بدين [٨] ماند از اين [٩] مايه ايشان به از ايشان چيزى [١٠] نشايست كه آمدى، و مگس بهتر از آن مايه است كه مگس از وى آيد [١١] اگر همچنان بهشتندى [١]. و هر مزاجى كه افتد هر چه آن صورت را نگاه دارد [١٢] بفريضه [١٣] چون معده مردم را كرده شود، و هر چه فريضه نبود و ليكن [١٤] با منفعت بود چنانكه شايد و [١٥] پذيرد آن مايه مر او را، هم نيز [٢] كرده شود بتمامى.
و چون اين [١٦] اجسام [١٧] كاين و فاسدند و حركات آسمان اندر
[١] هشتن- هليدن. رك: ص ٢٧ س ٤ و ح ١.
[٢] رك: ص ٧٤ س ٩ و ح ١.
[١] تم: يكى كه.
[٢] مج، تم، مل: ورا.
[٣] مل: سببها.
[٤] تم، طم، چخ: جزئى.
[٥] مك ١، چخ: نقصى.
[٦] مك ٢ (متن): زشتى؛ (حاشيه): درستى؛ تم: و زشتى؛ عس: درستى و درستى.
[٧] تم: تمامتر است.
[٨] مج (متن):- بدين؛ (حاشيه): باين.
[٩] مج، تم، مل: از آن.
[١٠] مج، مك ١، مك ٢: چيز.
[١١] تم، مل: آمد.
[١٢] مك ٢، تم، طم، مل:
بكار آيد.
[١٣] مج:+ يا.
[١٤] مج، مك ١، چخ: و لكن.
[١٥] طم:- و.
[١٦] مج (متن):- اين (در حاشيه افزودهاند).
[١٧] مل: اقسام.