الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٤٤ - (٥٢) پيدا كردن آنكه غرض از اين جنبش و اختيار اندر اين جنبش حالى است عقلى از برسونه از زير بر وى ديگر
(٥٢) پيدا كردن آنكه غرض از اين جنبش و [١] اختيار اندر اين جنبش [٢] حالى است [٣] عقلى از برسونه از زير [٤] بر وى ديگر [٥]
اين چنين جنبش گرد و پيوسته [٦] كه او را كرانه نيست، جنباننده وى قوّتى بود كه او را [٧] كرانه نبود [٨]، يعنى قوّتى بود برابر فعل [٩] بىكناره. گوييم كه اين [١٠] قوّت هرگز اندر جسم نبود و مر جسم را نبود، زيرا كه هر قوّتى كه اندر جسم بود شايد كه او را بوهم قسمت كنى [١١]، زيرا كه آن جسم را بوهم قسمت توانى كردن، و هر چه اندر وى بود با وى بتوّهم منقسم شود. پس بهره اين قوّت هم آن [١٢] قوّت بود، و ليكن [١٣] كمتر. پس شايد [١٤] بود جنبانيدن وى [١٥] از وقتى [١٦] محدود تا [١٧] همچنان بىكناره بود كه آن [١٨] همه، يا با كناره بود. اگر دانشنامه علائى. علم برين ١٨.
[١] س، چه:- جنبش و.
[٢] س، چه:- اندر اين جنبش.
[٣] مك ١، مك ٢، مل: غرض اين اختيار حالى است؛ طم: غرض ازين اختيار حالى است.
[٤] طم:+ و.
[٥] مل: دگر.
[٦] مج، س، عس، چه: گرد و پيوسته است؛ مك ١، مك ٢، طم، مل: گرد پيوسته است.
[٧] مك ٢، طم: ورا.
[٨] مك ٢: نيست.
[٩] مك ١، مك ٢، مل: فعلى.
[١٠] مج: آن.
[١١] مك ١: كنيم.
[١٢] طم: همان.
[١٣] مج، مك ١، چخ: و لكن.
[١٤] مج، مك ١: نشايد.
[١٥] طم:+ را.
[١٦] مل: جنبانيدن وى وقت.
[١٧] طم، چه: يا.
[١٨] مل: از.