الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ٧ - (٢) پيدا كردن موضوعات اين سه علم نظرى تا موضوع اين علم برين پديد آيد
برهان گفته آمد، و امّا كدامى اين حالها، ترا نموده آيد كه اين حالها، آن حالهااند كه [١] موجود را و هستى را نه از قبل آن بود كه وى چندى [١] بود يا اندر حركت [٢] افتاده بود، و بجمله موضوع يكى از اين دو علم ديگر شده بود بلكه از جهت هستى را بود و بس، و مثال اين [٣] هر سه بياريم.
امّا جفت بودن و طاق بودن و گرد بودن و سه سو [٢] بودن و دراز بودن مر هستى را نه از بهر هستى است زيرا كه نخست بايد كه شمار بود [٤] تا جفت و طاق بود، و اندازه بود تا گرد و سه سو و دراز بود.
امّا سپيد شدن و سياه شدن [٥] مر هستى را نه از قبل هستى است و نه از قبل شمار شدن و اندازه شدن، بلكه از قبل آنست كه وى جسمى شود پذيراى [٣] گردش و جنبش.
و امّا كلّى بودن و جزئى بودن و بقوّت بودن و بفعل بودن [٦] و شايد بود [٧] بودن [٤] و هرآينگى بودن [٥] و علّت بودن و معلول بودن و جوهر بودن و عرض بودن از قبل آنست كه وى هستى است، از جهت هستى را
[١] - رك: ص ١ ح ٣.
[٢] - مثلث.
[٣] - قابل، پذيرنده:
آن گوهر زنده است و پذيراى علوم است
زو زنده و گوينده شدست اين تن مردار.