الهيات دانشنامه علائى - ابن سينا - الصفحة ١٦٥ - (٥٧) پديد كردن سبب نقصانها و شرّها كه آنجا افتد كه كون و فساد پذيرد
بضرورت تابع ايشانست. پس پديد [١] آمد كه هستى [٢] تن [٣] همچنين [٤] كه هست چنانست كه بايد، و پديد [٥] آمد [٦] كه سبب شرّ و نقصان از كجاست، و پديد [٧] آمد كه نيكى آنجاست كه اثر خير [٨] اوّل رسد و بدى آنجاست كه آن اثر نرسد [٩] و آن اثر را پذيرا نبود و [١٠] نه سبب [١١] ديگر [١٢]، و اين نظام نه باتّفاق [١٣] است، بل اين آميزشها را قوّتهااند كه آن آميزش كنند كه همچون [١٤] ايشان آرد. پس گاهى خود افتد از حركات آسمانى و پذيراى زمينى چنانكه آميزش افتد كه حيوانى موجود [١٥] آيد بىزايش، و بيشتر آن بود كه بزايش آيد [١٦] كه صورت آن چيز سبب بودن همچون [١٧] خويشتن [١٨] بود بآنكه سبب آميزش [١٩] شود روزى [٢٠] كه آنجا استعدادى همچنان [٢١] وى بود، چنانكه حال آن چيزها است كه بزايش بوند [٢٢]. الحمد لواهب العقل [٢٣].
[١] مك ١، مك ٢، مل: بديد.
[٧] مك ١، مك ٢، مل: بديد.
[٢] چه: همه.
[٣] مج، مك ١، مك ٢:- تن.
[٤] مج، مك ١: همه چنين.
[٥] مك ١، مك ٢: بديد.
[٦] مل:- كه هستى ...
آمد.
[٨] مج: چيز.
[٩] تم: نرسيد.
[١٠] مك ١، مك ٢:- و.
[١١] مج، مك ١، مل: نبود نه سببى؛ مك ٢، طم، س، عس، چه: بسببى.
[١٢] مل:
دگر.
[١٣] طم: نه اتفاق.
[١٤] مك ٢: همچو؛ تم: همه چون.
[١٥] چخ:
وجود.
[١٦] تم: پيش آيد.
[١٧] مك ٢: همچو.
[١٨] طم: خويشتنى.
[١٩] مك ٢: آميزشى.
[٢٠] مج، مل: بروزى.
[٢١] مج، طم، س، چه: همچون آن؛ مل: همچون.
[٢٢] تم: بود.
[٢٣] مج:+ تم؛ مك ٢:
و الحمد للّه رب العالمين. تمت الالهيات؛ تم: و الحمد للّه رب العالمين تمت تمت تمت تم تم تم ...؛ طم: و الحمد للّه رب العالمين. تمام شد الهيات حكمت علائى بعون اللّه و حسن توفيقه و الختم بالصلاة على محمد و آله الاخيار الاطهار.