المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٤٩ - موارد حذف عائد صله
سپس شارح مىگويد:
و در وصف ناصب شرط است صله براى الف و لام نباشد چه آنكه در صورت بودن الف و لام عائد حذف نمىشود.
و امّا مثال منصوب بفعل مانند آنچه مصنّف بعنوان مثال ذكر كرده: من ترجو يهب كه تقديرش من ترجوه يهب مىباشد شاهد در ضمير منصوبى در « ترجوه » است كه حذف شده و سه شرط مذكور را واجد است يعنى هم ضمير متّصل بوده و هم منصوب است و هم نصبش بفعل مىباشد.
و مقصود از « من ترجوه» اينستكه كسيكه تو آرزوى هبهاش را دارى.
و نيز مانند آنچه در كلام حاتم بن عبد اللّه بن سعد طائى معروف بحاتم طائى آمده:
|
فاطعمته من لحمها و سنامها |
شواء و خير الخير ما كان عاجله |
يعنى: خوراندم بآن مهمان از گوشت و كوهان شتر بريان شده و خوبترين خوبها و پسنديدهترينش عملى است كه زود و باشتاب صورت گيرد.
شاهد در حذف عائد ماء موصوله است كه « كان » آنرا نصب داده و تقدير كلام « ما كان عاجله» مىباشد.
پس مثال اوّل شاهد است براى فعل تامّ كه ناصب عائد بوده و مثال دوّم براى فعل ناقص.
سپس شارح گويد:
آنچه گفته شد و فعل را باعمّ از ناقص و تامّ تفسير نموديم كلام مصنّف بود كه اينچنين از وى بما رسيده ولى در مقابل مصنّف برخى بمخالفت برخاسته و فعل ناصب را به تامّ اختصاص دادهاند چنانچه گفتيم برخى از شرّاح متن نيز فعل را در اينجا بخصوص تامّ تفسير نمودهاند.
و امّا مثال منصوب بوصف:
بايد بگوئيم منصوب بوصف از جهت كثرت مانند منصوب بفعل نبوده و