المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥٠ - موارد الحاق نون وقايه
ترجمه و شرح:
مصنّف گويد:
در « لدنّى » گفتن « لدنى » كم مىباشد.
شارح گويد:
مقصود اينستكه: الحاق نون در « لدن » و گفتن « لدنّي » كثير و شايع بوده چنانچه شش نفر از قرّاء سبعه اينكلمه را كه در قرآن آمده با نون قرائت كردهاند و در مقابل اگر آنرا از نون مجرّد و برهنه آورده و بگويند:
لدنى با تخفيف نون قليل و بسيار كم مىباشد اگرچه البتّه نافع كه يكى از قرّاء سبعه است آنرا اينطور قرائت نموده.
سپس مصنّف گويد:
و الحاق نون در دو لفظ « قدنى » و قطنى» نيز كثير بوده و در عين حال حذف نون از آنها جايز مىباشد.
شارح گويد:
ايندو كلمه هردو بمعناى « حسبى » يعنى كفايت مىكند من را مىباشند.
و دليل برجواز حذف نون از ايندو بيتى است كه از حميد بن مالك ملقّب به « ارقط » نقل شده:
|
قدني من نصرالخبيبين قدى |
ليس الامام بالشّحيح الملحد |
بس است مرا كمك نمودن به عبد اللّه بن زبير و برادرش مصعب، كافيست من را، نيست امام يعنى عبد الملك بن مروان بخيل و كافر.
شاهد در « قدنى » و « قدى » است كه اوّلى با نون و دوّمى با حذف آن آمده است.
و در حديث آمده: قط قط بعزّتك.
ايندو كلمه يعنى « قط » ، « قط » هم بسكون طاء روايت شده و هم