المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٠ - اعراب اسمائيكه شبه جمع هستند
شارح گويد:
مقصود اينستكه جمع صحيحى كه جامع تمام شروط گذشته نيست همچون « اهلون » از نظر اعراب ملحق به جمع سالم بوده و اعرابش همانند جمع سالم واجد شرائط رفعش به واو و نصب و جرّ در آن به ياء مىباشد.
و امّا اينكه كلمه « اهلون » جمع است بخاطر اينكه مفرد آن اهل مىباشد.
و امّا اينكه واجد شرائط نيست جهتش آنستكه نه علم بوده و نه صفت مىباشد بلكه اسم است براى امرى كه اختصاص بشيئى داشته و از متعلّقات آن محسوب مىشود همچون اهل رجل كه به همسر و كسانيكه تحت كفالت او هستند گفته مىشود يا اهل اسلام بافرادى كه داراى دين اسلام هستند اطلاق مىگردد يا اهل قرآن به اشخاصى كه آنرا خوانده و بحقوقش قيام مىنمايند گفته مىشود.
ناگفته نماند گاهى جمع اين كلمه بر « اهالى » بسته مىشود كه جمع مكسّر و بدون قاعده است.
قوله: اذا سمّى بمثنّى: مقصود از « سمّى » اينستكه تثنيه را علم براى كسى قرار دهند.
قوله: فهو على حالة قبل التّسمية به: ضمير « هو » به مثنّى راجع بوده و مراد اينستكه از نظر اعراب همچون قبل از تسميه و علميّت استعمال شده، رفعش به الف و نصب و جرّش به ياء مىباشد و ضمير در « به » به مثنّى عود مىكند.
قوله: و هو كلّ علم الخ: مانند لفظ « زيد » كه در جمعش « زيدون » و « زيدين » گفته مىشود.
قوله: و كلّ صفة كذلك: يعنى هرصفتى كه براى مذكّر عاقل خالى از تاء تأنيث باشد.
قوله: مع كونها ليست من باب افعل فعلاء: ضمير در « كونها » به صفت راجع است.