المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤ - دنباله شرح خطبه
ناپسند مىباشد مثلا وقتى مىگويند: اوعد زيد عمروا يعنى زيد عمرو را منتظر امر مكروه و شرّى قرار داد.
البتّه مخفى نباشد كه ايندو مورد استعمال در زمانى است كه قرينهاى در عبارت نباشد يعنى علامت و نشانهاى در معناى مراد از ايندو كلمه اگر وجود نداشته باشد كلمه « وعد » در خير و لفظ « اوعد » در شر استعمال مىگردد.
ولى ممكن است گاهى با قرينه امر بعكس شود يعنى « وعد » را در شرّ استعمال كنند مانند آيه شريفه: وعد اللّه المنافقين و المنافقات و الكفّار نار جهنّم كه لفظ « نار جهنّم» قرينه است براراده معناى شرّ از وعد.
چنانچه با كمك قرينه مىتوان از لفظ « اوعد » معناى خير را اراده كرد مثلا وقتى مىگويند: اوعد زيد عمروا ان يعطيه درهما كلمه « درهما » قرينه است كه از « اوعد » معناى مكروهى اراده نشده است.
متن: «٥»
|
و تقتضى رضىّ بغير سخط |
فائقة الفيّه ابن معط |
تجزيه و تركيب
واو: حرف عاطف.
تقتضى: فعل مضارع، ثلاثى مزيد از باب افتعال، مفرد، مؤنّث، غائب، معرب و ضمير « هى » كه در آن مستتر است فاعلش بوده كه بالفيّه راجع است.
رضى: اسم مقصور، مصدر، معرب، مفرد، مفعول براى « تقتضى ».
باء: حرف جارّ، بمعناى « مع » مبنى.
غير: اسم، نكره، مجرور به باء، متعلّق به استقرّ و صفت است براى رضى.