المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٩ - چهارده صيغه ضمير متصل مجروربا كلمه«من»
است ولى در مقام تمثيل و ذكر مثال بعكس اوّل مثال ضمير حاضر را آورده و پس از آن براى ضمير غائب شاهد آورده است و بعبارت ديگر برطبق لفّ و نشر مشوّق عمل كرده همانطوريكه در فرموده حقتعالى آيه (١٠٦) از سوره (آل عمران) چنين شده است.
يوم تبيّض وجوه و تسودّ وجوه، و امّا الّذينّ اسودّت الخ.
شاهد در اينستكه ابتداء از سفيدرويان و سپس از سيهرويان نام برده شده ولى در مقام تفصيل بعكس شده يعنى اوّل به تفصيل حالات سيهرويان پرداخته و پس از آن شرح حال سفيدرويان داده شده است.
قوله: تقدّم ذكره: يعنى ذكر غائب.
قوله: و لا يرد على هذا: مشار اليه « هذا » تعريف و تفسيرى است كه براى ضمير ذكر شد.
قوله: لانّه وضع: ضمير در « لانّه » به اسم اشاره راجع است و اين عبارت علّت است براى « لا يرد».
قوله: لزم منه حضوره: ضمائر مجرورى به مشار اليه عود مىكنند.
قوله: و لا الاسم الظّاهر: يعنى و لا يرد على هذا ايضا الاسم الظّاهر.
قوله: لانّه وضع لاعمّ: ضمير در « لانّه » به اسم ظاهر عود مىكند.
متن: «٥٥»
|
و ذو اتّصال منه ما لا يبتدا |
و لا يلى الّا اختيارا ابدا |
تجزيه و تركيب
ذو اتّصال: مضاف و مضاف اليه، مبتداء.
منه: جارّ و مجرور، متعلّق است به « اتّصال ».
ما: موصوله، خبر.