المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٨٨ - مبتداء وصفى و شرط آن
شاهد در « قاعد » بوده كه اسم فاعل است و اعتماد برحرف نفى داشته ولى چون ضمير « هو » را كه در آن مستتر است رفع داده مبتداء وصفى نيست.
سپس مصنّف گويد:
و ادات نفى نيز همچون ادات استفهام هستند.
شارح گويد:
يعنى همانطوريكه وصف اعتماد براستفهام پيدا نموده و بدينترتيب مبتداء وصفى مىگردد ادات نفى نيز داراى همين خصوصيّت بوده و اگر وصف برآن نيز تكيه نمايد شرط تحقّق مبتداء وصفى حاصل مىگردد.
مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
خليلىّ ما واف بعهدي انتما |
اذا لم تكونا لي على من اقاطع |
يعنى اى دو دوست من شما دو نفر هرگاه كمك من نباشيد برعليه كسيكه او را دور كرده و ميرانمش پس بعهد من وفاءكننده نيستيد.
شاهد در « واف » است كه اسم فاعل از « وفى، يفى» بوده و ضمير بارز يعنى « انتما » را رفع داده و چون بر « ماء نافيه» اعتماد دارد مبتداء وصفى مىباشد.
و نيز مانند:
غير قائم الزّيدان (دو زيد قائم نيستند).
شاهد در « قائم » است كه « الزّيدان » را بنابر فاعليّت رفع داده و اعتمادش بركلمه « غير » بوده كه از ادات نفى مىباشد از اينرو مبتداء وصفى است.
و همچنين مانند:
و ما مضروب العمران (دو عمرو زده شده نيستند).
شاهد در « مضروب » است كه « العمران » را بنابر نائب فاعل بودن رفع داده و اعتمادش بركلمه « ماء نافيه» است لذا مبتداء وصفى مىباشد.
پس از آن مصنّف گويد: