المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٤ - موصولات مشترك
ارضى است اعم از عقلاء و غير آنها و اينكه لفظ « من » براى مجموع اطلاق شده از باب تفصيل افضل برغير افضل برغير افضل مىباشد.
و نيز اگر غير عاقل با عاقل در لفظى عام مقرون بوده و مشمول آن قرار گرفتند و سپس آن عام را بوسيله لفظ « من » جارّه تفصيل داده و باقسامى منقسم نمايند كه برخى از اقسام عاقل و بعضى غير عاقل باشند استعمال كلمه « من » هم در عاقل صحيح بوده و هم در غير آن مانند آنچه در فرموده حقتعالى يعنى آيه (٤٥) از سوره نور آمده:
و اللّه خلق كلّ دابّة من ماء فمنهم من يمشى على بطنه و منهم من يمشى على رجلين.
در اين آيه شريفه لفظ « كلّ دابّة» عام بوده كه در تحت آن عاقل يعنى « من يمشى على رجلين» كه كنايه از انسان است و غير عاقل يعنى « من يمشى على رجلين» كه كنايه از انسان است و غير عاقل يعنى « من يمشى على بطنه» كه مقصود از آن حيوانات خزنده نظير مار و افعى و امثال آن مىباشد قرار گرفتهاند و سپس با « من » جارّه يعنى « فمنهم » لفظ عام « كلّ دابّة» باين دو قسم تقسيم شده است از اينرو در مقام تعبير از هردو قسم از كلمه « من » موصوله استفاده شده است زيرا غير عاقل با عاقل در تحت عموم « كلّ دابّه» داخل و مقرون مىباشد.
قوله: من الّذى و الّتى الخ: كلمه « من » بيان است از « ما ذكر».
قوله: و فروعهما: يعنى فروع « الّذى » و « الّتى » و مقصود از فروع صيغه تثنيه و جمع ايندو مىباشد.
قوله: اى تطلق على ما تطلق عليه بلفظ واحد: ضمير نائب فاعلى در « تطلق » اوّل به « من » و در دوّمى به الّذى و الّتى و فروع ايندو راجع است.
قوله: و هى مختصّة بالعالم: ضمير « هى » به « من » راجع است.
قوله: و تكون لغيره: ضمير در « تكون » به « من » و در « لغيره » به عالم راجع است.
قوله: ان نزّل بمنزلته: ضمير نائب فاعلى در « نزّل » به غير عاقل و ضمير