المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٦ - موصولات مشترك
عاقل وضع شده و در غير آن نيز بكار مىرود.
و بهرتقدير اگرچه « ما » براى عاقل و غير آن صلاحيّت دارد ولى در عين حال اولى و سزاوار است كه در غير عالم استعمال شود مانند آنچه در فرموده حقتعالى يعنى آيه (٩٦) از سوره « صافّات » آمده: و اللّه خلقكم و ما تعملون.
شاهد در « ما تعملون» است كه مقصود از آن اعمال و افعال عباد بوده و غير عاقل مىباشند.
المباحث النحويه شرح سيوطى ؛ ج١ ؛ ص٣١٦
اولويّت استعمال « ما » در غير عاقل بحدّى است كه بسيارى از ارباب فنّ گفتهاند:
اساسا اينكلمه اختصاص به غير عاقل داشته و از اين نظر عكس « من » مىباشد.
ولى اين عقيده و رأى اشتباه و غلط است چه آنكه اگر اختصاص به غير عاقل مىداشت استعمالش در عاقل نمىبايد جايز و واقع شده باشد در حاليكه در بسيارى از كلمات مورد اعتماد « ما » در عاقل نيز بكار رفته است و از جمله مواردى كه در عاقل وارد شده فرموده حقتعالى يعنى آيه (٣) از سوره نساء مىباشد:
فانكحوا ما طات لكم من النّساء.
شاهد در « ما » بوده كه بقرينه « من النّساء» در عاقل استعمال گرديده است.
قوله: و هى صالحة لما لا يعلم و لغيره: ضمير « هى » به ما و در « لغيره » به ما لا يعلم راجع است.
قوله: لكن الاولى بها ما لا يعلم: ضمير در « بها » به « ما » راجع است.
قوله: و لهذا ذكر كثير: مشار اليه « هذا » كون الاولى بها ما لا يعلم مىباشد.
قوله: انّها مختصّة بما لا يعلم: ضمير در « انّها » به ما راجع است.
قوله: و ذلك وهم: مشار اليه « ذلك » اختصاص ما به غير عاقل است و