المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥١ - اعراب اسمائيكه شبه جمع هستند
مؤلّف گويد:
وصفى كه از باب افعل فعلاء همچون احمر، حمراء باشد جمع مذكّر سالم نداشته بلكه جمع آن بىقاعده و مكسّر است فلذا جمع احمر، حمر و حمران است و گاهى احامر نيز استعمال شده است.
قوله: و لا فعلان فعلى كسكران، سكرى: زيرا جمع آن مكسّر است لذا جمع سكران، سكارى است.
قوله: كصبور و جريح: ايندو نيز جمع سالم نداشته بلكه جمعشان مكسّر است فلذا جمع صبور صبراء و جمع جريح، جرحى مىباشد.
قوله: فى اعرابه السّابق: ضمير در « اعرابه » به جمع مذكّر راجع است.
قوله: و ليس بجمع: ضمير در « ليس » به عشرون و بابه راجع است.
قوله: لذلك: يعنى چون اقلّ جمع سه تا است.
قوله: و ليس به: كلمه « واو » حاليه بوده و ضمير در « ليس » به « عشرون » و در « به » به جمع راجع است.
قوله: لانّ مفرده: يعنى مفرد اهلون.
قوله: و هو ليس علما: ضمير « هو » به اهل عود مىكند.
قوله: الّذى ينسب اليه: ضمير در « اليه » به الشّيئ راجع است.
قوله: لمن يدين به: ضمير در « به » به اسلام راجع است.
قوله: لمن يقرئه و يقوم بحقوقه: ضمير منصوبى در « يقرئه » و ضمير مجرورى در « حقوقه » به قرآن راجع است.
قوله: و قد جاء جمعه على اهالى: ضمير در « جمعه » به اهل راجع است.
متن: «٣٧»
|
اولو و عالمون علّيّونا |
و ارضون شذّ و السّنونا |