المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٣ - حكمى ديگر از احكام ضمائر
صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند:
ان يكنه فلن تسلّط عليه و ان لا يكنه فلا خير لك في قتله.
يعنى: اگر اين شخص همان باشد پس هرگز تو براو مسلّط نيستى و اگر هم او نباشد پس براى تو در كشتن او خيرى نيست.
شاهد در ضمير « يكنه » است كه متّصل آورده شده.
سپس مصنّف گويد:
ولى غير من ادباء ديگر انفصال ضمير مزبور را اختيار كردهاند.
شارح گويد:
مقصود مصنّف از « غيرى » سيبويه است و اينكه تصريح بنام وى ننموده جهتش رعايت ادب و اداء احترام است.
و بهرتقدير دليل سيبويه آنستكه:
ضمير دوّم در « كنته » و « خلتنيه » در اصل خبر بوده و حال اگر برخبر بودنش باقى مىماند بملاحظه اينكه عاملش معنوى است بايد منفصل بيايد فلهذا بجهت رعايت اصل لازم است آنرا منفصل بياوريم.
قوله: و نحوه: يعنى و نحو « خلتنيه » و مقصود از آن هرموردى است كه دو ضمير در يك كلمه جمع شده و از نظر وجود خارجى با يكديگر متّحد بوده اگرچه از نظر صيغه باهم متغايرند چنانچه ضمير « ياء متكلّم» با « هاء غائب» در مثال « خلتنيه » همينطور مىباشند.
قوله: منهم الرّمانى: ضمير در « منهم » به جماعت راجع است.
قوله: و لانّه وارد فى الفصيح: ضمير در « لانّه » به اتّصال راجع است.
قوله: قال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ان يكنه فلن تسلّط عليه الخ: مرحوم ميرزا ابو طالب در حاشيه فرمودهاند:
روايت شده كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روزى دجّال را