المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨٦ - الفاظ اسم اشاره
مىگردد همچون ذه و ذه و ذهى چه آنكه تثنيه تمام اين الفاظ « ذان » مىشود كه تثنيه « ذا » نيز همينطور مىباشد.
و سپس شارح در ذيل « و فى سواه» مىگويد:
المباحث النحويه شرح سيوطى ؛ ج١ ؛ ص٢٨٦
نى و در غير حالت رفع كه صورت نصب و جرّ باشد براى تثنيه مذكّر « ذين » و جهت تثنيه مؤنّث « تين » را وضع نمودهاند.
پس اگر الفاظ مذكور در موارد خودش استعمال شود تبعيّت از نحاة گرديده است.
قوله: و اخّره فى التّسهيل: ضمير فاعلى در « اخّره » به مصنّف و ضمير مفعولى به اسم اشاره راجع است.
قوله: مع تصريحه بانّه قبله رتبة: ضمير در « تصريحه » به مصنّف و در « بانّه » به اسم اشاره و در « قبله » به موصول عود مىكند.
قوله: و حدّه كما قال فيه: ضمير مجرورى در « حدّه » به اسم اشاره و ضمير فاعلى در « قال » به مصنّف و ضمير مجرورى در « فيه » به تسهيل عود مىكند.
قوله: و اشارة اليه: كلمه « واو » بمعناى « مع » بوده و ضمير در « اليه » به مسمّى راجع مىباشد.
قوله: او غيره: يعنى غير عاقل.
قوله: فاشربها اليها: ضمير در « بها » به الفاظ مذكور و در « اليها » به « انثى » راجع است.
قوله: دون غيرها: يعنى غير انثى.
قوله: لسكونها: يعنى سكون الف اوّلى.
قوله: يشاربها للمثنّى المذكّر المرتفع: ضمير در « بها » به ذان عود مىكند و « لامم » در « المثنّى » بمعناى « الى » است.
قوله: لما تقدّم: يعنى علّت حذف الف، ساكن بودن آن و الف تثنيه بوده كه پس از التقاء ساكنين الف اوّلى را حذف نمودند.