المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥٤ - برخى ديگر از موارد حذف عائد
مصنّف گويد:
مانند مرّ بالّذى مررت فهو برّ.
مؤلّف گويد:
شاهد در « به » است كه از اينمثال حذف شده و تقديرش طبق گفته شارح: مرّ بالّذى مررت به مىباشد چه آنكه ضمير مجرور به وسيله « باء » حرف جرّ مجرور شده كه بمعناى الصاق بوده و متعلّق است به فعل مررت و بدينوسيله از نظر لفظ و معنا و متعلّق با حرفى كه « الّذىّ » را جرّ داده مطابق است.
سپس شارح گويد:
بنابراين اگر ضمير بغير حرفى كه موصول را جرّ داده مجرور شود و لفظ جارّ در ايندو باهم متفاوت باشد مانند: مررت بالّذى غضبت عليه.
يا از نظر معنا باهم فرق داشته باشند نظير مررت بالّذى مررت به على زيد.
يا از حيث متعلّق با يكديگر متغاير باشند همچون مررت بالّذى فرحت به.
حذف عائد در هيچيك از اين سه مورد جايز نمىباشد چه آنكه در مثال اوّل حرفى كه ضمير را جرّ داده « على » بوده و جارّ موصول « با » مىباشد و ايندو از نظر لفظ باهم فرق دارند فلذا حذف « عليه » جايز نيست.
و در مثال دوّم باء داخل بر « الّذى » بمعناى الصاق بوده و بائى كه برضمير درآمده بمعناى سببيّت است از اينرو حذف « به » جايز نمىباشد.
و در مثال سوّم متعلّق « بالّذى » مررت و متعلّق « به » فرحت است و چون ايندو از نظر متعلّق با يكديگر متفاوتند حذف « به » جايز نمىباشد.
قوله: باضافته اليه: ضمير در « اضافته » به وصف و در « اليه » به ضمير راجع است.
قوله: فان جرّ بغير ما جرّ الخ: ضمير در « جرّ » به ضمير عائد راجع است.
متن: «١٠٦»
|
ال حرف تعريف او اللّام فقط |
فنمط عرّفت قل فيه النّمط |