المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٤١ - موارد عدم جواز تقديم خبر بر مبتداء
امّا قول كميت:
|
فياربّ هل الّا بك النّصر يرتجى |
عليهم و هل الّا عليك المعوّل |
يعنى: ناى پروردگار من هيچ نصرت و ظفرى كه مورد اميد باشد وجود ندارد مگر نصرت و ظفرى كه در آن بتو اميد و دلگرمى باشد و نيست اعتماد و اتكاء در كارها به احدى مگر بتو.
شاهد در « الّا عليك» است كه خبر محصور فيه بوده و برمبتداء يعنى « المعوّل » مقدّم شده.
جواب
شارح مىگويد:
اين بيت از كميت اگرچه در آن تقديم خبر محصور فيه برمبتداء موجب توهم عكس مقصود نبوده و على القاعده بايد تقديمش بدون محذور و اشكال باشد ولى در عين حال مىگوئيم:
چون خبر بعد از « الّا » واقع شده و قاعده در محصور بالا اينستكه مطلقا تقدميش جايز نيست چه موجب توهّم خلاف مقصود بوده و چه اينطور نباشد از اينرو تقديم در اين بيت شاذّ و برخلاف قاده مىباشد.
قوله: حين يستوى الجزأن: مقصود از « جزأن » دو جزء كلام يعنى مبتداء و خبر مىباشد.
قوله: عادمى بيان: مقصود از « بيان » قرينه مىباشد.
قوله: للالتباس: يعنى اشتباه مبتداء بخبر.
قوله: فان كان ثمّة قرينة جاز: مشار اليه « ثمّة » موردى است كه خبر برمبتداء مقدّم شده و ضمير در « جاز » به تقديم خبر برمبتداء راجع است.
قوله: فان رفع ضميرا بارزا: ضمير فاعلى در « رفع » به فعل راجع است.
قوله: جاز التّقديم: يعنى تقديم خبر برمبتداء.
قوله: و اعترضه والدى: ضميرمنصوبى در « اعترضه » به قبل راجع است.