المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٩١ - مبتداء وصفى و شرط آن
ترجمه و شرح:
مصنّف گويد:
جزء دوّم كلام مبتداء بوده و وصف مذكور خبر از آن مىباشد مشروط باينكه وصف با آن در غير افراد مطابق باشد.
شارح گويد:
مقصود از « جزء دوّم كلام» كلمهاى است كه بعد از وصف قرار گرفته مثلا در مثال: أقائم زيد مقصود از جزء دوّم كلام، زيد مىباشد كه مبتداء مؤخّر بوده و وصف يعنى قائم خبر آن مىباشد كه مقدّم گرديده و منظور از « سوى الافراد» تثنيه و جمع سالم است يعنى در صورتى اين تركيب را نموده و مىگوئيم:
وصف خبر مقدّم و ما بعدش مبتداء مؤخّر است كه باهم از نظر غير افراد كه تثنيه و جمع سالم بوده مطابق باشند.
مانند: أقائمان الزّيدان و أقائمون الزّيدون.
و چنانچه ملاحظه مىشود در مثال اوّل « قائمان » و « الزّيدان » هردو تثنيه بوده و در مثال دوّم « قائمون » و « الزّيدون » جمع سالم مىباشند.
و در اين قبيل از تراكيب و امثله جايز نيست وصف يعنى « قائمان » و « قائمون » را مبتداء فرض كرده و ما بعدش يعنى « الزّيدان » و « الزّيدون » را خبر آن دانست زيرا وصف همچون فعل وقتى به اسم ظاهر نسبت داده شد بايد از علامت تثنيه و جمع مجرّد باشد مثلا در فعل صحيح نيست بگوئيم قاما الزّيدان بنابر اينكه « الزّيدان » را بخواهيم فاعل « قاما » بدانيم بلكه عبارت صحيح آنستكه گفته شود: قام الزّيدان.
و چون وصف نيز حكم فعل را دارد از اينرو وقتى به اسم ظاهر نسبتش دهيم بايد همچون فعل مطلقا بصيغه مفرد بيايد لذا اگر وصف را در دو مثال ياد شده بخواهيم مبتداء و ما بعد را خبر بدانيم چون اسنادش را به اسم ظاهر بعدى دادهايم لاجرم غلط است آنرا بصيغه تثنيه يا جمع بياوريم بلكه بايد مفرد ذكر شود يعنى بگوئيم أقائم الزّيدان و اقائم الزّيدون.