المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٩ - اعراب اسمائيكه شبه جمع هستند
ب: هروصفى كه براى مذكّر عاقل بوده و فاقد تأنيث و واحد خصوصيّات ذيل باشد:
١- آنكه از باب افعل فعلاء همچون احمر، حمراء نباشد.
٢- و نيز از باب فعلان فعلى نظير سكران، سكرى نباشد.
٣- از اوصافى كه مذكّر و مؤنّث در آن مساوى است مانند صبور و جريح نباشد.
بنابراين وصفى كه جامع شرائط و خصوصيّات باشد همچون ضارب و كاتب است كه در جمع آن كاتبون و ضاربون و در حالت جرّ و نصبى كاتبين و ضاربين مىگوئيم.
سپس مصنّف گويد:
عشرون و باب عشرون به جمع مذكّر ملحق شدهاند:
شارح گويد:
ضمير در « به » به جمع مذكّر و در « بابه » به عشرون عود كرده و مقصود از باب عشرون، ثلاثون و اربعون تا تسعون مىباشد.
و منظور از الحاق اينها به جمع الحاق در اعراب جمع است يعنى رفع اينكلمات نيز بواو و نصب و جرّشان به ياء مىباشد.
و حاصل كلام آنكه:
عشرون و باب آن جمع نبوده ولى حكم جمع را دارند.
و دليل ما برجمع نبودن اينكلمات آنستكه مثلا اگر ثلاثون جمع باشد مفردش را بايد كلمه « ثلاثه » فرض كنيم و چون اقلّ جمع سه تا است لا جرم لفظ ثلاثون بايد اطلاقش برسه تا ثلاثه كه عدد نه بوده صحيح باشد يا عشرون لااقلّ برسه نا ده تا كه عدد سى مىباشد بايد قابل اطلاق بوده و بتوان از آن عدد مزبور را اراده كرد در حاليكه چنين نيست.
سپس مصنّف گويد:
و « اهلون » نيز ملحق به جمع مىباشد.