المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٩ - آراء در«ال»
بودن (ال) مىباشد.
قوله: لا نسبك بالمصدر: كلمه « انسباك » در اينجا يعنى بتأويل رفتن و مبدّل شدن.
شرح عربى:
و هكذا، اى كمن و ما بعدها فى كونها تساوى « الّذى » و « الّتى » و فروعها، ذو عند طىّ قدشهر، كما نقله الازهرى نحو:
و بئرئ ذو حفرت و ذو طويت.
و يقال: رأيت ذو فعل و ذو فعلا و ذو فعلت و ذو فعلتا و ذو فعلو و ذو فعلن.
و بعضهم يعربها، ذكره ابن جنّى كقوله:
فحسبى من ذي عندهم ما كفى بنا.
ترجمه و شرح:
مصنّف گويد:
و همچنين است لفظ « ذو » از نظر قبيله بنى طىّ كه مشهور شده است.
شارح گويد:
يعنى كلمه « ذو » نيز مانند « من » و « ما » و « ال » بوده و از جمله موصولات مشترك محسوب مىگردد و بدينترتيب « ذو » نيز بجاى « الّذى » و « الّتى » و فروع ايندو بلفظ واحد استعمال مىگردد بهمان شرحى كه در (من) و (ما) و (ال) گفته شد.
البتّه (ذو) از نظر قبيله بنى طىّ اينطور است نه نزد ساير لغات چنانچه ازهرى اين را نقل و حكايت كرده شاعر طائى يعنى سنان بن عجل مىگويد:
|
فانّ الماء ماء ابى و جدّى |
و بئرئ ذو حفرت و ذو طويت |
يعنى: بدرستيكه اين آب تعلّق به پدر و جدّ من دارد و اين چاهى است از آن من كه حفر نموده و با سنگ آنرا دورچين نمودهام.
شاهد در كلمه « ذو حفرت» است كه بمعناى « الّذى حفرت» است و همچنين « ذو طويت».