المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٣٢ - موارد مفيد بودن ابتداء بنكره
شاهد در كلمه « كلّ » است كه نكره بوده ولى در عين حال چون معناى عموم دارد ابتداء بآن جايز است و « يموت » خبرش مىباشد.
يا نكره بعد از اذاء فجائيّه واقع شود مانند:
خرجت فاذا اسد بالباب (خارج شدم پس ناگهان شيرى در درب ايستاده بود).
شاهد در « اسد » است كه نكره بوده ولى چون بعد از اذا فجائيّه واقع شده ابتداء بآن جايز است و بالباب جار و مجرور، متعلّق باستقرّ و خبر آن مىباشد.
يا نكره بعد از واو حاليّه واقع شده باشد مانند قول شاعر:
|
سرينا و نجم قد اضاء فمذ بدا |
محيّاك اخفى ضوءه كلّ شارق |
يعنى: سير نمودم تمام طول شب را در حاليكه ستارهاى مىدرخشيد پس از بدو ظاهر شدن تو درخشش و روشنائى هردرخشندهاى محو و پنهان گرديد.
شاهد در « نجم » است كه نكره بوده ولى چون بعد از « واو حاليّه» قرار گرفته ابتداء بآن جايز شده و « قد اضاء» خبرش مىباشد.
و گاه باشد كه در ابتداء بنكره فائدهاى است غير آنچه ذكر شد همچون اخبار از كلمه « شجرة » در مثال: شجرة سجدت (درختى سجده نمود) يا تمرة خير من جرادة (جنس خرما از جنس ملخ بهتر است).
در مثال اوّل چون اخبار از نكره جزء امور غير عادى مىباشد لاجرم مفيد فائده است فلذا شجرة با اينكه نكره بوده مبتداء واقع شده و « سجدت » خبرش مىباشد.
و در مثال دوّم چون از نكره معناى جنس اراده شده از اينرو ابتداء بآن مفيد فائده است و « خير » خبر آن مىباشد.
قوله: ان تكون عاملة فيما بعدها: ضمائر مؤنّث به نكره راجع مىباشند.
قوله: ان تكون مضافة: ضمير در « تكون » به نكره برمىگردد.