المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٨ - چهارده صيغه ضمير متصل مجروربا كلمه«من»
اسم اشاره برشخص حاضر به دلالت التزامى دلالت دارد ولى ضمير حاضر به دلالت مطابقى برآن دالّ مىباشد.
ايراد و سؤال ديگر
گفته شد ضمير وضع شده است براى غائب يا حاضر اين عبارت مورد اشكال و مناقشه است زيرا شقّ اوّل آن شامل اسم ظاهر نيز مىشود چه آنكه وقتى مىگوئيم: زيد جاء، لفظ زيد دلالت برشخص مىكند كه از مجلس خطاب غائب است و با اين ترتيب عبارت مذكور شامل « زيد » نيز مىشود پس بايد آنرا از مصاديق ضمير غائب قرار داد در حاليكه مقابل آنست.
جواب
اسم ظاهر براى خصوص غائب يا شخص حاضر وضع نشده بلكه براى معناى كلّى جعل شده كه هم براى استعمالش در حاضر صلاحيّت داشته و هم براى بكار بردنش در غائب و بعبارت ديگر:
ضمير دو لفظ دارد: يكى از آنها براى خصوص غائب وضع شده بطوريكه استعمالش در حاضر ممكن نيست همچون لفظ « هو » كه براى غير غائب صلاحيّت و قابليّت ندارد.
و لفظ ديگرش صرفا در مقابل حاضر جعل شده بطوريكه در غائب قابل استعمال نيست مانند لفظ « انت » ولى اسم ظاهر وضعش اينگونه نبوده بلكه واضع آنرا براى معناى كلّى وضع كرده كه هم مىتوان آنرا در حاضر استعمال نمود و هم در غائب فلذا مىتوان گفت انت زيد چنانچه گفتن هو زيد نيز صحيح و بلا اشكال است پس بنابراين اسم ظاهر در تعريف ضمير داخل نمىشود.
سپس شارح گويد:
مصنّف ابتداء ضمير غائب را گفته و پس از آن نام ضمير حاضر را برده