المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥٠ - موارد حذف عائد صله
همچون آن زياد و بسيار نمىباشد ولى در عين حال اينطور نيست كه يا اصلا نبوده و يا در نهايت قلّت و ندرت باشد و مثال آن مانند آنچه در كلام برخى از شعراء آمده:
|
ماللّه موليك فضل فاحمدنه به |
فما لدى غيره نفع و لا ضرر |
يعنى آنچنان چيزى را كه حقتعالى بتو عطاءكننده است فضل و نعمت است پس بواسطهاش جنابش را ستايش و شكر بنما، پس نزد غير جنابش نه نفعى وجود داشته و نه ضررى مىباشد.
شاهد در حذف عائد « ما » بوده كه ناصبش اسم فاعل يعنى « مولي » مىباشد و تقدير اينكلام الّذى اللّه موليكه است.
سپس شارح مىگويد:
بنابراين حذف ضمير منفصل جايز نيست مانند ضمير منفصل در مثال جاء الّذىّ ايّاه ضربت.
و نيز منصوب بغير فعل و وصف را نمىتوان حذف كرد نظير منصوب به حرف مانند آنچه در مثال جاء الّذى انّه قائم آمده.
و همچنين حذف منصوب به صله الف و لام مانند جاء الّذى انا الضّاربه جايز نيست.
آنچه ذكر گرديد مصنّف در كتاب تسهيلش آورده است.
قوله: ترجو اى تأمّل للهبة: يعنى كلمه « ترجو » بمعناى تأمّل (آرزو دارى) مىباشد.
قوله: ذكره فى التّسهيل: ضمير منصوبى در « ذكره » به « و لا المنصوب بصلة الالف و اللّام» راجع است.
متن: «١٠٤»
|
كذاك حذف ما بوصف خفضا |
كانت قاض بعد امر من قضا |