مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩
به تنهایی نگفته است . قرآن هجرتی را که مادی محض باشد طرد میکند . مثلا
ابوذر از قبیله غفار از مکه حرکت کرده و منتهایش مدینه است ، ولی در
همان حال که خانه مادی را رها کرده ، نفسانیات و خود خواهیها و پستیها
را دور میریزد ، بتپر ستیها را با انواعش دور میریزد ، در حالی که دارد
قدم به قدم به مدینه نزدیک میشود ، قدم به قدم به سوی خدا بالا میرود ،
اگر از این خانه چهار فرسخ حرکت کرده ، معادل و یا بیشتر از آن به طرف
خدا بالا رفته است . یعنی در آن واحد دو هجرت را با هم انجام داده است
. ببینیم پیغمبر اکرم ( ص ) در همین حال چه تعبیری میکند .
پیغمبر اکرم راجع به کسانی که از مکه به مدینه هجرت کردند ( خواست
حساب افراد را تصفیه کند و تکلیف را روشن نماید ) فرمود : کسانی که
هجرت کردهاند هجرتشان دو گونه است : یکی به سوی خدا و رسول هجرت کرده
است ، یعنی از نظر معنوی هدفش خدا و رسول خدا است : « من کان هجرته
الی الله و رسوله فهجرته الی الله و رسوله » و هر کس که به این قصد و به
این سو ( از نظر معنوی ) از شهر خودش خارج شده ، به همان سو هم منتهی
میشود . « و من کان هجرته الی مال یصیبه ام امرأه یصیبها فهجرته الی ما
هاجر الیه » [١] ما آن آدمی که به طمع حرکت کرده ، و فکر کرده که یک
جمعیت تازهای به وجود آمده است و این جمعیت آینده خوبی خواهد داشت ،
فردا صاحب مال و ثروت خواهند شد و به این وسیله به زنهای زیبا میتوان
رسید - با مهاجرین آمده اما معنویتش این است - از ما نیست . این از
خانهاش
[١] وسائل الشیعه ، کتاب جهاد .