مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢
عارضهای در اعصابشان مشاهده نمیکنند ولی در عین حال در عمل میبینند که کارهای خلگری میکنند . چرا اینطور میشوند ؟ این نوع افراد گاهی دچار مصیبتهای بسیار بزرگ غیر قابل تحمل میشوند . اینجاست که روان ناخودآگاه دست به کار میشود ، یعنی کاری میکند که در دستگاه شعور خودآگاه اختلال ایجاد شود . در عالم خیالات و تخیلات و اوهام ، عالمی برای خودش پیدا میکند و هنگامی که در عالم خیالات و اوهام رفت اصلا هیچ فکر نمیکند که مثلا بچهاش مرده است ، چه بسا فکر میکند که او زنده است . من به بعضی از این اشخاص برخورد کردهام که در بعضی از کارهایشان فوق العادهاند ، یعنی مثل یک آدم عادی ، باهوش و با فهم و زیرک هستند ، ولی مع ذلک در یک سلسله مسائل ، این حالت خلگری را دارند . بعد از تحقیق معلوم شده که اینها چنین اشخاصی هستند . معلوم میشود که شعر این شاعر که میگوید : زهشیاران عالم هر که را دیدم غمی دارد دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد فقط شعر نیست ، اندکی هم حقیقت است . گاهی " دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد " فرمانی است که شعور باطن به انسان میدهد ، میگوید این شعور ، اسباب زحمت است ، پدر آدم را در میآورد ، بزن به بیشعوری ( نه به این معنا که تعمدا این کار را بکن ، یعنی من کاری میکنم که تو اصلا به بیشعوری بزنی در حالی که خودت هم نمیفهمی ) . یکی از افرادی که دچار این نوع بیماریها