مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٩
بن بست میرسد [١] .
در مورد رابطه شناخت و عمل چند مسئله دیگر هم هست که چون به اینجا
رسیدهایم ، حیف است در جلسات بعد به آنها نپردازیم . یک مسئله اینکه
آیا عمل کلید شناخت است ؟ ( معیار شناخت یک مسئله است و کلید شناخت
مسئله دیگر ) . مسأله خیلی عالی دیگری که در اینجا هست که این مسئله از
مختصات فلسفه هگلی به بعد است و بالخصوص در مارکسیسم [ مطرح است ]
این است که میگویند : تنها کسانی حق اظهار نظر در مسائل بالخصوص در
مسائل اجتماعی - را دارند که درگیری عملی اجتماعی داشته باشند ، کسانی که
در کنار هستند حق اظهار نظر ندارند . آنهایی که در " برج عاج " اصطلاح
معروف ، این شده است - نشستهاند حق ندارند درباره مسائل اجتماعی اظهار
نظر کنند ، فقط افرادی که از برجها پائین آمدهاند و در جمع رفتهاند و با
مردم هستند ، حق اظهار نظر دارند . از نظر مارکسیسم مثلا یک کارگر وارد
در اجتماع و فعالیتهای اجتماعی ، شناخت بهتری از یک فیلسوف خیلی بزرگ
در حد برتراند راسل دارد اگر او در کاخ خودش نشسته باشد و بیاید پشت
تریبون دانشگاه اظهار نظر کند . آن وقت این مسئله را با مسئله مهم "
رابطه علم و عمل در اسلام " [٢] که علم به انسان عمل میدهد و [ همچنین
] در مواردی جز از راه عمل انسان به علم دست نمییابد - [ مقایسه میکنیم
] که خیال میکنم مسأله بسیار جالبی باشد ، یعنی - چنانکه
[١] علاوه بر این ، یک سلسله اشکالات دیگری در " منطق عمل " به اصطلاح وجود دارد که چون نمیرسیم همه آنها را عرض کنیم به جلسه بعد موکول میکنیم . [٢] در " اسلام " میگویم نه در " منطق اسلامی " ، آن یک مسئله دیگری است .