مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦
الهی ؟ یکی یک پاره استدلالات و دلائل ترتیب میدهد و آن جهانبینی را نتیجهگیری میکند و دیگری دلائل دیگری ترتیب میدهد و جهانبینی دیگری را نتیجهگیری میکند ؟ جواب این است که او جهان را به گونهای میشناسد و این به گونه دیگر ، شناخت او از جهان اینگونه است و شناخت این از جهان به گونه دیگر ، و نمیشود هم شناخت این صحیح باشد و هم شناخت آن . از این دو لااقل یکی اشتباه است و یکی صحیح . همین جاست که مسئله شناخت صحیح و شناخت غلط مطرح میشود . پس اول برویم سراغ مسئله شناخت و ببینیم که شناخت صحیح چه شناختی است ، یعنی قبل از آنکه برویم سراغ جهان و بگوئیم جهان اینگونه است یا آنگونه ، و قبل از آنکه برویم سراغ ایدئولوژی و بگوئیم این ایدئولوژی صحیح است یا آن ایدئولوژی ، باید برویم سراغ شناخت ، ببینیم کدام شناخت صحیح است و کدام غلط ، و اصلا شناخت صحیح یعنی چه و شناخت غلط یعنی چه .
اهمیت و قدمت مسأله شناخت
دنیا ، دنیای مکتب و ایدئولوژی است . مکتب و ایدئولوژی بر پایه جهانبینی است و جهانبینی بر پایه شناخت . از اینجا انسان به اهمیت مسئله شناخت پی میبرد . آنکه ایدئولوژیش مثلا بر اساس جهانبینی مادی است جهانبینی مادیش بر اساس نظریه خاصی در باب شناخت است . آن دیگری ایدئولوژی دیگری دارد بر اساس جهانبینی دیگری و آن جهانبینی بر اساس نظریهای است که در