مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦
است ؟ میگویم از کتابش ، یعنی از آیه و نشانه . علم بوعلی سینا یا آقای بروجردی که قابل مشاهده نیست ، علم که قابل بررسی و مشاهده مستقیم نیست ، این قوه تعقل و قدرت " عمق بینی " انسان است که وقتی مشاهده میکند ، کلمات را میشنود ، خطوط را میبیند و اینها را در این نظام معین میبیند ، فورا در پشت سر اینها نفوذ میکند و یک سلسله اصطلاحات و معلومات میبیند . ما میبینیم که اکثر معلومات ما در جهان ، به اصطلاح قرآن " معلومات آیهای " است . اگر شما میگوئید فلان کس آدم خوبی است ، خوبی او را نمیتوانید احساس کنید . نمیتوانید آزمایش کنید [ اما ] کارش را که آیه خوبی است میبینید . اگر میگوئید فلانی آدم بدی است ، بدی او را که شما نمیبینید ، تجربه و بررسی هم نمیتوانید بکنید ، کارش را میبینید ، کارش نشانه بدی خود اوست . میگوئید فلان کس با من دوست است . دوستی او را که نمیبینید ، ولی کارش آیه دوستی اوست . فلان کس با من دشمن است . دشمنیاش را که حس نمیکنید ، میگوئید کارش نشانه دشمنی با من است . پس اکثر شناختهای ما در جهان ، شناختی است که نه حسی مستقیم است ( یعنی همان شناخت احساسی سطحی ) و نه منطقی علمی تجربی که خود موضوع ، قابل تجربه و آزمایش باشد بلکه احساس ما به آیههای شیء تعلق میگیرد ولی ذهن ما همواره از آیات و آثار ، مؤثر را در ورای آن میبیند . قبلا عرض کردم که حتی راسل هم به این حرف اعتقاد دارد - که درست هم هست - میگوید : حتی گذشتهها را از این راه میدانیم . ناپلئون را