مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧
نیست که تبدیل به تغییرات کیفی میشود . آب اگر تدریجا حرارتش بالا میرود ، تغییر کمی پیدا نکرده است ، تغییر کمی آب یعنی اضافه شدن یا کم شدن حجم آن ، و یا مثلا اضافه شدن یا کم شدن عدد آن . حرارت بالا میرود ، تغییر کمی با میزان الحراره نشان داده میشود . این [ ماده درون ] میزان الحراره است که تغییر کمی پیدا میکند نه آب ، آب تغییر کیفی پیدا میکند . پس از آنکه آب به بخار تبدیل شد ، آب تغییر کیفی پیدا نکرده ، تغییر ماهیتی پیدا کرده است . خواصش به کلی عوض شده و چیز دیگری گردیده است . به هر حال این را " گذرا از کمیت به کیفیت " مینامند . مائو در رساله خودش ، و دیگر مارکسیستها وقتی که به اینجا میرسند که چگونه شناخت احساسی و سطحی که معلول رابطه مستقیم ذهن با عالم عین است ( چون معلول ، رابطه مستقیم [ با علت دارد ] اگر بگوئیم " شناخت " حرف درستی گفتهایم ) تبدیل به یک شناخت دیگر یعنی شناخت منطقی میشود ، میگویند این از باب عبور از کمیت به کیفیت است . اینجاست که باید به آنها گفت اگر واقعا اینجا تبدیل کمیت به کیفیت شده باشد ، یعنی واقعا این شناخت تغییر ماهیت داده باشد ، پس هیچ پیوندی میان شناخت منطقی و شناخت سطحی ، و هیچ پیوندی میان شناخت منطقی و عالم عین وجود ندارد ، چرا ؟ زیرا وقتی عالم عین به عالم ذهن بیاید - عالم عین وجود ندارد ، چرا ؟ زیرا وقتی عالم عین به عالم ذهن بیاید مثلا مانند تصاویر دستگاه فیلمبرداری صورت برداری شود - صورتها تغییر ماهیت میدهد ، وقتی تغییر ماهیت بدهد اصلا رابطهاش با عالم عین قطع میشود . هم رابطه شناخت منطقی با شناخت سطحی ، و هم رابطه شناخت منطقی با عالم عینی قطع میشود ، یعنی