مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦
تغییر تدریجی تا بینهایت پیش نمیرود ، به یک مرحله که میرسد دیگر شیء
، ماهیت خودش را از دست میدهد ، تبدیل به شیء و ماهیت دیگر میشود ،
مثل عملیاتی که کیمیاگران قدیم روی مس انجام میدادند که در نهایت امر
مس تبدیل به طلا میشد [١] .
یک مثال سادهاش را ذکر کنیم که خود هگل میگوید : شما آب را حرارت
میدهید ، دمای آن از صفر درجه به یک درجه ، دو درجه ، پنج درجه ، پنجاه
درجه ، نود درجه ، نود و نه درجه میرسد . وقتی به صد درجه میرسد ، آب
یکدفعه تبدیل به بخار میشود ، دیگر آب نیست بخار است ، قوانینی که
مربوط به مایعات است بر این موجود حاکم نیست ، قوانین گازها حاکم است
.
مکرر گفتهایم " عبور از کمیت به کیفیت " را که امروز مطرح میکنند
اگر بخواهیم با زبان فلسفی دقیق بیان کنیم باید بگوئیم " عبور از
تغییرات کیفی به تغییرات ماهوی " ، یعنی اصلا ماهیت شیء تغییر میکند .
کسانی که این حرف را میزنند ، با اینکه با آن تعبیر میگویند اقرار
میکنند که وقتی شیء از تغییرات کمی به تغییرات کیفی پا مینهد ، در واقع
ماهیتش عوض میشود . این تعبیر که خود هگل هم گفته است اشتباه است ،
یعنی این تغییرات کمی
[١] ما نمیدانیم آن عملیات چه بوده ولی میدانیم چنین چیزی وجود داشته است . مرد عالمی در حدود فریمان ما بود - خدا او را بیامرزد - که خیلی در این کارها وارد بود . این شخص مقداری مس را تبدیل به طلا کرده بود و از مرحوم آیت الله حاج آقا حسین قمی سؤال کرده بود که آیا طلایی که از این راه به دست آید شرعا جایز است در بازار مصرف شود ؟ ایشان گفته بود مانعی ندارد . در عین حال آنها را از بین برد ، یعنی فقط میخواست یک آزمایش علمی انجام داده باشد .