مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨
نمیدانستی ، به تو چشم داد ، به تو گوش داد ، به تو دل داد ، برای اینکه
شکر کنی ، برای اینکه اینها را به کار اندازی ، یعنی برای اینکه بشناسی ،
برای اینکه چشم و گوش و دل را برای شناخت به کار بیندازی . این چشم و
گوش تو ، لامسه و ذائقه تو ، ابزار شناخت است . هر حس ظاهر و باطنی که
داری ابزار شناخت است . آن فکر و لب و قلب تو ، عقل و اندیشه و حجر
تو ، سر و خفی و اخفای تو ، همه اینها ابزار شناخت است . خدا اینها را
آفریده برای اینکه جهان را بشناسی . بنابراین قرآن این دو ابزار را صریحا
به رسمیت میشناسد . پس تا اینجا ما از نظر قرآن به دو وسیله شناخت
قائل هستیم . البته قرآن به ابزار دیگری هم قائل است که عرض خواهم کرد
.
در اینجا نظریههای دیگری است که باید با آنها آشنا شویم . شاید شناخت
شناسی را در کتابهای فلسفی - مثل کتابهای کلیات فلسفه - خوانده باشید .
برخی مثل افلاطون فقط عقل را ابزار شناخت میدانند و بس [١] . بعضی
برای عقل ارزش زیادی قائل نیستند ، ابزار شناخت را فقط حواس ، و نقش
عقل [٢] را بسیار ضعیف میدانند ،
[١] راجع به اینکه آیا افلاطون به ابزار دل به آن معنا که اهل عرفان ابزار شناخت میدانند قائل است یا نه ، من شخصا تردید دارم . اگر چه در دنیا معروف است که افلاطون یک فیلسوف اشراقی بوده ولی هنوز برای من این مسئله ثابت نیست و من فکر میکنم که این یک اشتباه است که کردهاند . حتی فیلسوفان قدیم خودمان - غیر از شیخ اشراق ، و قبل از شیخ اشراق مثل بوعلی ، و همچنین تاریخ فلسفه نویسهای ما - هیچگاه به این معنا افلاطون را فیلسوف اشراقی نمیدانند . [٢] اینکه من نقش عقل عرض کردم ، همه نقشهای آن را ذکر نکردم ، اگر گفتم تجزیه ، تجرید ، تعمیم ، تحلیل ، استدلال ، عقل نقشهای دیگری هم دارد که از قویترین نقشهای عقل در شناخت ، نقش عقل در آن چیزی است که آن را " انتزاع " مینامند .