مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧
شدید از گناه ، تصمیم اکید بر تکرار نکردن گناه و بازگشت به سوی حقیقت
. این ، یک لفظ بیانگری دارد که میگوییم : " استغفرالله ربی و اتوب
الیه " ولی خود این که توبه نیست . من اگر یک تسبیح دستم بگیرم ، نه
صدبار بلکه هزار بار این جمله را بگویم ، در حالی که پشیمان از گناه
نیستم و تصمیم به اینکه دیگر گناه نکنم ندارم و اگر باز هم گناه پیش
بیاید انجام میدهم ، این صد هزار بار گفتن ، توبه نیست ، این نگفتنش
بهتر از گفتنش است ، این صیغه توبه است نه خود توبه . " الهی شکر "
صیغه شکر است نه خود شکر . خود شکر یعنی حرکت کردن ، عمل کردن ، به کار
انداختن نعمت در مسیری که خدا این نعمت را برای آن مسیر آفریده است .
دست را خدا برای چه آفریده است ؟ پا را برای چه آفریده ؟ مغز را برای
چه آفریده ؟ گوش را برای چه آفریده ؟ عقل را برای چه آفریده ؟ به کار
انداختن همه اینها در مسیر خود شکر است . پس شکر سمع و بصر چیست ؟
« قل انظروا ما ذا فی السموات و الارض »[١] شکر چشم ، مطالعه عالم است
! شکر گوش ، حقایق را شنیدن ، شکر دل ، فکر کردن ، اندیشه کردن ، تجزیه
و تحلیل کردن ، تجرید کردن ، تعمیم دادن و استدلال کردن است .
پس معنی آیه چه شد ؟ « و الله اخرجکم من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا
[٢] . بشر ! مسیر خودت را بدان ، خدا تو را در این مسیر حرکت داده
است ، یعنی اینها نظام الهی است ، سنت و مشیت الهی است ، مظاهر
اراده اوست که تو آمدی ، وقتی که آمدی هیچ چیز
[١] سوره یونس ، آیه . ١٠١ [٢] سوره نحل ، آیه . ٧٨