مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦
این قاعده و ضابطهای که بوعلی و امثال او میگویند این است : انسان برای طبیعت یک جریان قائل است ، میداند که طبیعت ، در آن واحد جریانهای متضاد ندارد ، یعنی در شرایط واحد و متساوی ، یکسان عمل میکند . طبیعت از خودش یک جریان درست دارد و یک جریانهای انحرافی . جریانهای انحرافی در طبیعت رخ میدهد ولی به صورت اقلیت ، نه به صورت اکثریت و دائم . اگر چه برهان این مطلب برهان فلسفی است ولی اذهان ، با فطرت ساده خودشان این را قبول میکنند ، چطور ؟ راست گفتن و دروغ گفتن انسان را در نظر بگیرید . آیا طبیعت و فطرت اولی بشر ، راست گفتن است و دروغ گفتن به علت یک عامل انحرافی است ؟ یا نه ، طبیعت اولی بشر ، دروغ گفتن است و راست گفتن در اثر یک عامل بیرونی انحرافی است که طبیعت [ بشر ] را از مسیر خودش منحرف میکند ؟ اگر طبیعت بشر به قول طلبهها لو خلی و طبعه باشد - عوامل بیرونی اثر نبخشد - انسان آنچه را که دیده و شنیده به همان شکل بازگو میکند . [ با این حال ] مانعی ندارد که فردی در جایی دروغ بگوید ، نه یک نفر بلکه صد نفر بیایند و بر سر قضیهای شهادت دروغ بدهند . ولی امکان ندارد که طبیعت بشر از هزار سال پیش پیوسته دروغ بگوید ، و یا در یک نسل ، بدون آنکه عامل خاصی در کار باشد یکدفعه مردم تواطؤ کنند که وقتی از خانه خارج میشوند شروع به دروغ گفتن کنند . نه ، اینطور نمیشود . شناخت فطریئی که ذهن انسان از طبیعت بی جان و طبیعت جاندار و خصوصا انسان دارد ، به او اجازه نمیدهد [ که بپذیرد ] که تمام انسانهای آسیایی و اروپایی شب