مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧
شناخت ابراهیمی هیچ فرقی نیست ، از نظر موضوع فرق است . شناخت شناسی
ابراهیم با شناخت شناسی آن ستاره شناس و با شناخت شناسی شما ( در
مثالی که در جلسه گذشته راجع به آیه الله بروجردی و یا سعدی عرض کردم )
از نظر ماهیت شناخت شناسی فرق نمیکند . ماهیت شناخت شناسی در هر دو
یکی است منتها موضوعش دو تا است . شما با آثار سعدی و آیه الله
بروجردی ، آنها را میشناسید ، از منظومه شمسی به وجود آن سیاره ، و از
روان خودآگاه انسان به روان ناخودآگاه انسان [ پی میبرید ] ، ولی
پیامبران آمدهاند به شناخت انسان ژرفا بدهند .
فرق علم و دین در همینجاست : علم آمده است برای اینکه به شناسائی
انسان گسترش بدهد ، شناخت را افزایش دهد . ادیان هم آمدهاند که به
شناخت انسان افزایش دهند [١] ، اما افزایش در جهت ژرفائی شناخت ،
آمدهاند بگویند تمام این جهان که میبینی در مقابل جهان غیبی که بر این
جهان احاطه دارد کحلقه فی فلاه مثل یک حلقه است در صحرا . ( یک حلقه در
مقابل یک صحرا چقدر حقارت دارد ! این جهان هم نسبت به جهان غیب
اینقدر حقیر است ) . از این عالم چیزی کم نکردهاند ، بلکه عظمت آن عالم
را به ما ارائه و نشان دادهاند .
بحث ما درباره مراحل شناخت در اینجا پایان میپذیرد .
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین .
[١] اگر یادتان باشد دو نوع افزایش داشتیم : افزایش افقی یعنی گسترش و توسعه که علم این کار را میکند ، [ و افزایش عمقی ] .