مساله شناخت - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٠
با شناخت سطحی و احساسی و به عبارت دیگر ، رابطه عقل و حس چگونه رابطهای است که شناخت ، تعالی پیدا میکند ، در حالی که تغییر ماهیت نمیدهد و ماهیت ، گسترش نیز پیدا کرده است . اینجاست که فیلسوف بزرگ الهی دنیای اسلام صدرالمتألهین - رضوان الله علیه - نظریهاش را ارائه داده است که اسم آن " نظریه تعالی " است . حتی در میان مسلمین کمتر به این نظریه توجه شده است ، چون او این مطلب را در لابلای حرفهایش بیان کرده است که چگونه میشود ذهن از مرحله احساس پا به مرحله بالاتر میگذارد بدون آنکه تغییر ماهیت داده باشد و به قول اینها تبدیل کمیت به کیفیت شده باشد . این مشکل بر اساس مسأله مراتب نفس و تطابق مراتب نفس - که خودش مسأله دامنهداری است - حل شده است . مشکلات شناخت بدون [ استفاده از ] تجرد نفس محال است که حل شود حال باید یک مقدار در اطراف این مسأله توضیح بدهم .
نظر راسل
عرض کردیم که شناخت منطقی نسبت به شناخت حسی درست مانند عمل عکاس است که یک صحنه کوچک را که توانسته عکس بگیرد در حد بینهایت توسعه و گسترش میدهد ( البته این یکی از کارهای ذهن است ) . در میان فیلسوفان جدید ، راسل متوجه این اشکال است ، میگوید : من راه حلی ندارم . راست میگوید ، نتوانستهاند راه حلی پیدا